دروازه‌‌باني يا گزينش‌گري خبر

دربازه‌باني يا گزينش‌گري اطلاعات و پيام از آغاز زندگي گروهي انسانها به شيوه هاي مختلف مرسوم بوده و هرنوع اطلاع رساني و تبادل اطلاعات مستلزم گزينشي بوده است.

گفتمان خبر در تلويزيون 

خبر به معني توسعه يات آن به نقل وقايع و رويداد‌ها در يك عرصه زندگي فردي و اجتماعي اطلاق ميشود.مراد از اينكه تحولات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در تمامي آن و در كليه ابعاد گذشته، حال و آينده است. نقل وقايع گذشته، تحولات حال و خبر از آينده طيف گسترده‌اي از اخبار را دربرميگيرد همچنانكه در هر عرصه‌اي براي بيان ظرفيت‌ها و ويژگي‌هاي آن(ظرف)و(مظروفي)وجود دارد.خبر نيز(مظروفي)است،كه در (ظرف‌هاي)مختلف قرار ميگيرد اين (ظرفها) به تعبير ديگر(گفتمان خبر) است.

ويژگي‌هاي خبر در تلويزيون

- در خبر تلويزيون مخاطب از منظر دوربين شاهد عينيواقعه است و توضيح كمتري نياز دارد.

- گفتارهاي تلويزيون براي گفتن و شضنيدن نوشته مي‌شود.

- خبرهاي تليزيون در يك بخش خبري،فقط يكبار پخش ميشود و تكرار نمشود.

- مخاطب خبر تليزيون همچنانكه خبر جريان دارد. بايد آن را بپذيرد و نميتواند از يك خبر به خبر ديگر رجوع كند.

- خبرهاي تلويزيون بايثد كوناه باشند تا درك شوند.

- مخاطبان تلويزيون را اقشار مختلف مردم يك جامعه از بيسوار تا تحصيلكرده تشكيل ميدهند.

تئوري‌هاي حاكم بر نظام‌هاي مطبوعاتي

نخستين دسته‌بندي منسجم از تئوري‌هاي هنجاري رسانه را سيبرت با همكاري تئودور پيترسون و ويلبر شرام انجام دادند. كار آنها كه در واقع گزارشي تحقيقي به سفارشي بخشي (كليسا و زندگي اقتصادي) شوراي جهاني كليسا بود. در سال 1956 در ايالات متحده آمريكا منتشر شد محققان در اين مطالعه به نقد رسانه‌هاي دهه 1950 پرداخته و توانسته چهار نوع سيستم ارتباطي را تحت عنوان چهار نوع تئوري اقتدارگرا، مطبوعات آزاد، مسئوليت اجتماعي و رسانه‌هاي شوروي مطرح نمايند.

نظريه اقتدارگرا:

نظام آمرانه كه با اختراع چاپ در جوامع استبدادي اروپاي غربي تولد يافت از نظر تاريخي و جغرافيايي قديميترين وگسترده‌ترين نظام مطبوعاتي است. در چنين جوامعي دولت مهم‌تر از فرد تلقي ميشود.بنابراين طبيعي است كه نشر و مطبوعات صرفا به عنوان وسايلي در دست قدرت و در چارچوب سياست حاكم فعاليت ميكند.دو خصوصيت مهم اين نظام عبارتند از:1- ضرورت كسب اجازه انتشار

2- بازبيني و سانسور قبل از انتشار

مطبوعات آزادي‌گرا:

نام ديگر اين نظريه(نظريه آزادي‌خواهي)است.ريشه وظهور مطبوعات فارغ از كنترل دولتي در قرن 17و18 به عنوان اصل اساسي مشروعيت بخشي به مطبوعات در دموكراسي هاي ليبرال مورد توجه است.

نظريه رسانه‌هاي شوروي(كمونيستي):

اساس اين نظريه بر اين است كه تمتم رسانه‌ها بايد تحت كنتر(طبقه كارگر)و در نهايت حزب كمونيست باشند از اين رو، رسانه‌ها بايد يك دست بوده وتعارضي‌هاي سياسي را در جامعه منعكس نكنند. بر طبق اين نظريه براي حمله رسانه‌ها به دولت،مجازات و سانسور امري موجه است از جمله اصول اصلي اين نظريه:

- رسانه‌ها بايد در خدمت و كنترل طبقه زحمت‌كش باشند.

- رسانه ها نبايد با مالكيت خصوصي اداره شوند.

- رسانه‌ها بايد از طريق عمل به وظايف خود در قبال جامعه ،پاسخ‌گوي نيازها و خواسته‌هاي مخاطبانشان باشند.

- اهداف و آرمان‌هاي روزنامه نگاران را بايد برعالي‌ترين مصالح جامعه باشد.

- رسانه‌ها نبايد تحت مالكيت خصوصي باشند.

نظريه رسانه‌هاي توسعه بخش:

اصول اساسي اين نظريه به شرح ذيل ميباشد:

-        رسانه‌ها بايد توسعه بخشي مثبتي را كه مبتني بر سياست تثبيت شده ملي است بپذيرد و به آن عمل كنند.

-        بايد بتوان براساس الويت‌هاي اقتصاديو نياز‌هاي توسعه جامعه آزادي رسانه را محدود كرد.

-        در رسانه‌ها بايد رد محتواي خود الويت را به فرهنگ و زبان ملي بدهند.

-        در زمينه اخبار و اطلاعات، رسانه‌ها بايد الويت را به پيوندهاي خود با كشورهاي در حال توسعه كه از نظر جغرافيايي، فرهنگي و سياسي به آنها نزديك‌اند بدهند.

نظريه مسئوليت اجتماعي:

اين نظريه ريشه در انديشه هاي آمريكا به ويژه در ابتكارات (كميسيون آزادي مطبوعات)دارد كه محرك اوليه اين اقدام، آگاهي روزافزون مطبوعات و رسانه اند نفع مورد انتظار به جامعه نيست. به ويژه گفته شده است كه پيشرفت‌هاي تكلونوژيكي و تجاري مطبوعات ، باعث كاهش شانسي دسرسي افراد و گروه‌هاي گوناگون

به آنها و پايين آمدن استانداردهاي عملكردشان در جهت برآورده ساختن نيازهاي اطلاعاتي و اجتماعي و اخلاقي جامعه شده است.

اصول اساسي نظريه مورد نظر به شرح زير خلاصه شده ميشود:

-        رسانه ها بايد تعهدات مشخص را در مورد جامعه پذيرفته و انجام دهند.

-        اين تعهدات را با گذاشتن استاندارهاي بالا يا حرفه‌اي آگاهي بخشي، حقيقت، دقت، عينيتو تعادل و اسقلال ميتوان به جا آورد.

-        براي پذيرش و اجراي اين تعهدات، رسانه بايد در چارچوب قانون و نهادهاي مستقل خودگردان عمل كنند.

-        روزنامه‌نگاران و متخصصان رسانه‌ها بايد در مقبل جامعه، كارفرمايان و بازار پاسخگو باشند.

-        رشد نهادهاي عمومي، اما مستقل راي مديريت بخشي امواج و رشد بيشتر حرفه‌گريايي با تاكيد بر استاندار هاي بالي اجرايي.

نظريه مشاركت و دموكراتيك رسانه ها:       

خاستگاه اصلي اين نظريه جوامع توسعه يافته است اما برخي عناصر آن با نظريه هاي رسانه‌هاي توسعه بخش مشترك است. به ويژه با تاكيدي كه بر زير بناي جامعه و بر ارزش ارتباطات افقي به جاي عمومي دارد. محرك اوليه اين نظريه نشان دادن واكنش به تجاري شدن و انحصاري شدن رسانه‌هاي در اختيار بخش خصوصي و تمركزگرايي و دموكراتيكي شدن نهادهاي بخش عمومي،منطبق با هنجارهاي مسوليت اجتماعي است.

اصول و مباني اين نظريه عباتند از:

-        اين از حقوق تك تك شهروندان و گروه هاي اقليت است كه با رسانه‌ها دسترسي داشته باشند و آنچه را خود فكر ميكنند كه بدان نياز دارند از رسانه‌ها دريافت كنند.

-        مؤسسات و محتواي رسانه‌ها نبايد تحت كنترل متمركز سياسي دولتي باشند.

-        رسانه ها در درجه اول متعلق به مخاطبين خود هستند و به سازمان رسانه‌اي حرفه‌اي يا مشتريان رسانه‌ها

-        گروه‌ها، سازمانها، اجتماعات محلي بايد رسانه‌هاي خود را داشته باشند.

-        رسانه‌هاي (كوچك)، تعاملي و مشاركتي بهتر از رسانه هاي بزرگ، يك سويه و حرفه‌اي هستند.

-        برخي نياز‌هاي اجتماعي مربوط به رسانه‌ها توسط تقاضاي مصرف كنندگان فردي يا دولت و نهادهاي اصلي‌اش به خوبي بازتاب مينمايد.

-        ارتباطات مهم‌تر ازآن است كه صرفا به متخصصان حرفه‌اي سپرده شود.

(نظريات مربوط به نحوه پوشش‌هاي خبري در وسايل ارتباط جمعي)

نظريه تزريقي:الگوي تزريقي بر اين اساس استوار است كه وسايل ارتباط جمعي داداي اثرات قوي، مستقيم و فوري بر مخاطبين است. هدف اين نظريه ايجاد پيوستگي اجتماعي در كوتاه مدت است و در اين راستا به عواملي چون تحريك و تهييج احساست و عواطف متوسل ميشود توجه اصلي اين نظريه به پيام است و اساس آن بر قدرت نا محدود پيام استوار است.اين الگو در فاصله دو جنگ جهاني اعتباري خاص داشت در واقع به شرايط و موقعيت خاص همان  زمان ارتباط پيدا ميكند كه از طريق آن رسانه‌ها توانايي خود را در به حركت واداشته اند مردم كم و بيش نشان داده‌بودند.

نظريه كاشت:بر اساس اين نظريه رسانه تلويزيون ، ذهنيت بينندگان قوي خود را چنان شكل ميدهد و قالب گيري ميكند كه از نظر اين بينندگان جهان پديده‌‌اي پست ، ناآرام و غير قابل اعتماد است.

نظريه برجسته سازي: مك كومبز و شاو اولين مطالعه سيستماتيك را در مورد فرضيه برجسته سازي را در مبارزه انتخاباتي رياست جمهوري سال 1968 آمريكا مطالعه كردند و اين فرضيه را مطرح نمودند كه رسانه هاي جمعي براي هر مبارزه سياسي الويت‌هايي را تعيين ميكنند و بر اهمييت نگرشي راجع موضوعات سياسي اثر ميگذارند.

نظريه تحميل: بر اساس نظريه تحميل وظيفه و نقشي رسانه‌ها تحميل نوع خاصي از ارزشهاي سياسي، مذهبي يا ملي است. تحميل از يك سو هم‌ارز با تبليغ است و از سويي دگر، هم‌ارز با انحصار و هردوي اين عناصر براي موفقيت در تحميل ضروري‌اند. تحميل يك نظام ارزشي خاصي، مبلغيني را ميطلبد كه بايد از آخرين دستاوردهاي انسان‌شناسي، روانشناسي، روانكاوي و جامعه شتاسي بهترين روش‌ها را جهت تبليغ انديشه خويشي برگذيدند.

نظريه سلطه رسانه‌ها: اين نظريه ،ريشه در افكار اقتصاد دانان ماركسيست دارد.مفهوم سلطه رسانه‌ها حكايت از آن دارد كه افكار طبقه حاكم در جامعه بصورت افكار حاكم درمي آيد رسانه‌هاي جمعي تحت كنترل طبقه مسلط بر جامعه درمي آيند و پشتيبان اعمال نظارت آن طبقه بر باقي جامعه ميشوند.استدلال نظريه سلطه رسانه‌ها اين است كه اخبار و ساير محتواي رسنا‌ها در آمريكا مطابق با نياز ايدئولوژي سرمايه داري يا شركتي شكل داده شده است.

نظريه انگ: طبق اين نظريه،زمانيكه فرد يا وسيله اي ارتباطي،انگ يا نشاني نامطلوب بر پيشاني يافت،از آستانه اعتماد فرد مي افتد و تمامي محتواي آن با نيشخند و يا خشع مخاطب مواجه ميشود.در بيشتر موارد،چنين وسيله ارتباطي با جهت كاهشي سريع و چشمگير مشتريان دچار نوعي خلع نسبي ميشود و كسانيكه بر آن گوشي فرا ميدهند از جانب ديگران فاقد ارزشي اجتماعي بحساب مي آيند فرآيند‌هاي بومرنگ و باز خورد واثر بازگشتي منفي،از عوامل پيدايشي نشان نامطلوب يا انگ در وسايل ارتباطي خواهند بود.

نظريه تكمله: بر اساس اين نظريه وسايل ارتباط جمعي زماني داراي تاثير قطعي خواهد بود كه كمك هاي جانبي دريافت كنند.

از جمله اين كمك‌ها، از نظر مرتون، بايد از تماس شخص و مستقيم ياد كرد تا نفس گرم انسانها فاصله گيرنده و گوينده را جبران ميكند و ارتباط ، هدف‌نمايي خود را كه تاثير بر مخاطب است به خوبي تحقق ميبخشد. بدين‌سان گفت‌وگويي در محل به تقويت محتواي تبليغات در جمع مي‌انجامد.اين تاييد متقابل تاثير وسيله ارتباطي توسط سخنراني محلي و تاييد نظرات گوينده در محل توسط وسيله ارتباطي موجبات پيدايي اثر پرچ يعني استحكام و قوام تاثير را فراهم ميسازد. علاوه بر اين، وسيله ارتباطي متمركز، كار مسئول سازمان محلي را(كه در جهت تكميل پيام ارسال شده از طريق وسيله ارتباط جمعي پديد آمده است)تسهيل مي‌نمايد.

اخلاق رسانه‌اي: رسانه در جايگاهي قرار دارد كه بدون هيچ ترديدي با اجتماع و حقوق شهروندان در ارتباط است. پس نيازمند ترسيم حدود و قواعدي است كه مراعات آن، از طرفي موجبات تضمين حقوق جامعه و افراد درون آن از سوي ديگر موجب آزادي عمل كارگزاران رسانه‌هاي متعدد در مرزهاي تعيين شده گردد.رسانه‌ها ممكن است بتوانند بدون اينكه قوانين را نقض كرده‌ باشند مرتكب تخلف شوند: عدم دقت، دروغگويي، تحريف، جهت‌گيري، تبليغات، تبعيض، سهل‌انگاري، لغزش در رعايت ادب، نژاد پرستي، فريب‌كاري و...

عاملي كه علاوه‌بر قانون مي‌تواند ضامن اعمال رسانه باشد، اخلاق است كه قادر به سوق دادن رسانه به سوي رسالت حرفه‌اي اش نيز هست. اخلاق رسانه‌اي، نقطه تلاقي علم اخلاق و عمل رسانه يا ارتباط جمعي است. اخلاق رسانه‌اي امري دروني و مرتبط با ارزها و هنجارهاست.

اصول اخلاق رسانه‌اي:

1- دقت و عينيت: انديشه رعايت عينيتدر روزنامه‌نگاران از زمان جنگ داخلي آمريكا مطرح شده است. عيني گرايي به معناي گزارشي كردن رويدادها به شيوه اي متوازن، منصفانه و غيرجانبدارانه كه عده‌اي از منتقدان رسانه‌ها آنرا افسانه قلمداد ميكنند و اين درحالي است كه جمع ديگري آن را يك(مسئوليت حرفه‌اي) ميدانند. يك گزارشگر(يا رسانه) عيني‌گرا بايد تصويري دقيق از جهان ترسيم كند. اگر اين تصوير تحريف شد. و يا دستكاري شده باشد چه ديجيتالي چه به هر طريقي ديگر قطعا فريبنده و گمراه كننده خواهد بود.

2-انصاف: به معناي مطرح و منعكس كردن ديدگاه هاي طرفين موضوع در يك بحث درج ديدگاه هاي دو طرف پناه و سنگر دربرابر نادرستي خبر به دست آمده از يك منبع خبري مغرض خواهد بود. گزارش يك طرفه ميتواند تخريبي و از نظر قانوني خطرناك باشد.جهت نيل به اصل اخلاقي انصاف عوامل گوناگوني چون انتخاب واژه‌ها، گزينش عناصري را كه محتواي يك گزارشي را تشكيل ميدهد، برداشت ذهني روزنامه‌نگار و مكانيزم گردآواري اخبار دخيل هستند.

3-حق‌گرايي و حقيقت‌گويي:يكي از مسئوليت‌هاي مهم رسانه هاي خبري ارائه اطلاعات درست و مطابق حقيقت و واقيت است. درستي خبر يكي از مفاهيم اساسي و بنيادي در خبر‌نويسي به شمار مي‌آيد.

4-احترام به حريم خصوصي و شخصي افراد: اولين مسئله‌اي كه در رابطه با فعاليت هاي فرامرزي داده ها بروز كرد، موضوع حفظ اسرار شخصي و احترام به حريم خصوصي افراده و آن حقوق افراد در قبال گردآوري ، انباشت، توزيع و كاربرد اطلاعات مربوط به آنان است.

5-مسئوليت اجتماعي: مسئوليت اجتماعي اصلاحي است كه محتوايش چنان مبهم است كه تقريبا هر معنايي را به جاي آن گذاشت. اين واژه را نميتوان به شككلي جامع تعريف كرد.    رسانه‌ها در برار افراد جامعه مسئولند و بايد منافع مصالح عمومي را در نظر بگيرند. مسئوليت اجتماعي رسانه‌ها ايجاب مي‌كند تا انها با توجه به نقش و كاركرد خود افراد جامعه را به خير و سعادت جمعي هداييت كنند و از پرداختن صرف به برحوردها و رسوايي‌ها پرهبز كنند.

6-حفظ منافع و امنيت ملي: مفهوم امنيت ملي هر روز بيش از گذشته، نه تنها در جهان سياست، بلكه در اقتصاد، فرهنگ و اجتاع به كار مي‌رودو آرام آرامبه واژه مفهوميپرقدرت تبديل مي‌شود. دولت‌ها با اين مفهوم، تهديد هارا مي‌سنجند و استراتژي‌شان را بر اساس آن تدوين مي‌كنند. امنيت ملي در جهاني كه روز به روز كوچك‌تر مي‌‌‌‌‌‌‌شود ابعاد تازه اي مي گيرد و متغييرهاي ناشناخته‌اي در آن پديد مي‌‌آيد از اين رو شناخت دقيق ابعاد آن ضروري است.

7-حفظ هويت ملي و ديني: رسانه‌هاي جمعي بايد در برابر تلاش رسانه‌هاجهاني براي از خود بيگانه سازي ملت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و ايجاد يكسان سازي فرهنگي در جامعه جهاني مقاومت كنند و از هويت مستقل و جمعي پاسداري كنند

8- حفظ عفت عمومي: رسانه‌هاي جمعي بايد در ارائه برانامه‌ هايشان  تمامي ابعاد عفت عمومي را لحاظ نمايند واز انتشار و انعكاس رفتار و اعمال وقيحانه،ضد اجتماعي و اخلاقي كه عفت عموميجامعه را دچار خدشه مي‌سازدو با آن منافات دارد بپرهيزد. مسئوليت اخلاقي حكم مي‌كند كه دست‌انكاران رسانه‌ها به اين مهمتوجه ويژه اي را مبذول دارند.

9- استقلال:يكي از اصول اخلاقي كه از معاهدات حقوق بشر، استنتاج مي‌گردد عدم وابستگي يا اسقلال رسانه مي‌باشد. در سايه اين اصل، رسانه يا روزنامه‌نگار از سانسور يادخالت دولت و نفوذ منافه سياسي، تجاري، قومي،زباني، مذهبي يا ساير منافع جانبدارانه در امان مي‌ماند و فقط در راستاي منافع عمومي عمل مي‌كند در سطح فردي، اصل مورد نظر به مسائلي چونشرافت فردي نظير عدم پذيرش رشوه،هديه يا پاداش مي‌پردازد عدم توجه به چنين نكاتي رسالت حرفه‌ايروزنامه‌نگار يا رسانه را در جهت خدمت به عموم دچار خدشه مي‌كند.

10-                تبليغات و رسانه:هر رسانه‌اي با توجه به اهداف سازماني و نهادي خود، نوعي از تبليغ ديني، تبليغ سياسي و تجاري را مورد توجه قرار ميدهد. ولي تبليغات حكومتي يا سياسي به همان نسبت سود آورند كه تبليغات تجاري و آگهي. ولي در روش بسيار متنوع‌تر است وبه وسيله حكومت‌هاي ديكتاتوري و استبداد كنترل مي‌شود.

11-                خشونت:خشونت مهم ترين مسئله‌اي است كه توجه اصلاح طلبان رسانه‌ها را به خود جلب كرده‌است.خشونت يك مسئله اخلاقي جدي است . زيرا به موازين بشري صدمه مي‌زند و بر آنها خط بطلان مي‌كشد.