خلاصه کتاب :قدرت مطبوعات و جامعه مدنی
استاد: دکتر زهرا حداد
نام کتاب: قدرت مطبوعات و جامعه مدنی
گروه:هادی محمدپور / علی عرفانی راد/ سید حسین حسینی
درآمدی بر پیوند میان مطبوعات و نظام اجتماعی
در حقیقت آنچه در جوامع توسعه نیافته در نهایت ضعف است نهادها و زیرساخت های فرهنگی مناسب برای ورود به جرگه توسعه یافتگی و هضم مناسب نهادها و فناوری های نوین است وسایل ارتباط جمعی به طور عام و مطبوعات به طور خاص بانه بخش مهمی از این نهادها نقشه مناسب و موزونی در توسعه داشته است. علت توسعه نیافتگی مطبوعات معلول جامعه توسعه نیافته است که هم به عنوان محصول و هم محرک این پدیده ارزیابی می شود.برخی عوامل توسعه نیافتگی مطبوعات برون رسانهای هستند که هنوز در جامعه نهادینه نشده اند مانند قانون گذاری آزادی و غیره یکی از عوامل شناخت تفکر اجتماعی هرکشوری در دوره ای خاص مطبوعات است. اصطلاح پیوند گزینشی که نویسنده از ماکس وبر مطرح می کند را میتوان یکی از عوامل توسعه مطبوعات دانست که بین این عوامل اجتماعی و توسعه کمی و کیفی مطبوعات رابطه برقرار میشود و در واقع رابطه علی و خطی میان عوامل عینی و محتوای ذهنی وجود دارد یعنی ما با توجه به عوامل عینی که در جامعه داریم برای رسیدن به قوای ذهنی که مد نظر داریم برای توسعه یافتگی مطبوعات تلاش کنیم و اینجاست که رابطه خطی برقرار میشود. یکی از عوامل اجتماعی توسعه نیافتگی مطبوعات در ایران همبستگی و تقارن این است که میان نظام اجتماعی خودکامه و مطبوعات توسعه نیافته با محتوای غیر سیاسی و زبان غیر انتقادی احساس میشود. مطبوعات ایران دور دوره تمرکز قدرت و دوره عدم تمرکز قدرت را پشت سر گذاشته است که در دوره اول که شامل دوره حاکمیت رضاخان و قدرت گرفتن محمدرضا شاه در فاصله سقوط دولت مصدق تا اوج گیری انقلاب اسلامی است مطبوعات و جامعه مدنی کمتر امکان مشارکت و روابط سیاسی داشتند و به طوری سرکوب می شدند ولی در دوره دوم از امضای فرمان مشروطیت تا حاکمیت رضاخان و از سقوط رضاخان تا کودتای 2۸ مرداد ۱۳۳۲ مطبوعات و متقابلاً جامعه مدنی آزادی معنی دار تری داشتند.
مطبوعات زاده تمدن جدید هستند و جوهره این تمدن آزادی است و مطبوعات و آزادی لازم و ملزوم یکدیگر هستند می توان گفت مطبوعات به دلیل سیاسی انگاشتنشان در جوامع جهان سوم به دلیل ایجاد تمدنی نو و به خصوص جامعه ما مورد پذیرش قرار نگرفت و چون کارکرده سیاسی مطبوعات نوعی ناپیوستگی و ناهمگونی نیست بین اجزای نظام سیاسی توسعه نیافته به وجود می آورد تا حدودی برگسترش دامنه مشارکت و رقابت اجتماعی تاثیر می گذارد. مطبوعات چون وظیفه آشکار کردن و انتقال اخبار و اطلاعات را دارد و جانب تحول و ارتباط متقابل را می گیرند با مقاومت های فرهنگی و اجتماعی مواجه شدند و اجازه توسعه نیافتند و به ویژه در دوره های تمرکز و خودکامگی قدرت سیاسی با ناخرسندی و حتی مخالفت و مقابله روبه رو می شوند زیرا مطبوعات به عنوان نهاد نوتمدنی معمولا به سوی کثرت گرایی در قدرت و باز بودن جامعه گرایش دارد در حالی که ساختار های سیاسی خودکامه به سوی بسته بودن جامعه و انحصار قدرت متمایل هستند.
این تعارض درونی میان مطبوعات و قدرت سیاسی موجب میشود که عنصر حیاتی و شرط امکان توسعه مطبوعات یعنی مقوله آزادی در هاله ای از ابهام باقی بمانند و نقطه بهینه در توسعه مطبوعات ایران در میانه ضعف آزادی و ضرورت، کدر و نامشخص باشد.
عمده ترین نقش مطبوعات در ایران نقشه تاریخی آن است که در زمان مشروطه بود و عدهای از روزنامه نگاران و آزادیخواهان کانون هایی را به وجود آوردند و برای پیشبرد و توسعه مطبوعات تلاش کردند و به مردم بیداری فکری دادند و جوهر سیاسی مطبوعات ایران در دورهای چنان با زبان مردم نیز در آمد که خود موجب روش های نوین در روزنامه نگاری می بود.