افکار عمومی و معیارهای سنجش آن

افکار عمومی در مجموع دیدگاه های مطرح شده از سوی گروهی از مردم پیرامون موضوعاتی است که به دلیل اهمیت و ارزش مورد استقبال همگان قرار می گیرد. افکار عمومی به معنای امروزی آن نخستین بار توسط "ژاک نکه"وزیر دارایی لویی شانزدهم در آغاز انقلاب فرانسه مطرح شده است.او می گفت:افکار عمومی قدرت ناپیدایی است که بی گنج و بی محافظ و بی ارتش برای شهر و دربار قانون وضع می کند. افکار عمومی در جایگاه خود انگار بر تخت نشسته باشد جایزه می دهد و شهرت ها را افزایش یا کاهش می دهد.افکار عمومی طی زمان معنایش تغییر کرده در گذشته افکار عمومی در سطح خرد چیزی معادل اراده ،احساسات،عقاید قومی قبیله ای و در سطح کلان در برگیرنده ی روح محض ،باورهای دینی و تعصبات ملی در قبال یک مسئله خاص است.اما امروزه افکار عمومی را ضمیر پنهانی یک ملت و ظهور آنرا بازتاب طبیعی اکثریت یک جامعه در برابر پیامها و رویدادهایی ک برای آنها جنبه حیاتی دارد می دانند.

دیوسن در باره ی افکار عمومی می گوید:افکار عمومی عصاره ی عقاید فردی نیست بلکه آن چیزی است که از علایق مشترک یک گروه درباره ی یک موضوع واحدو واکنش حاصله به عنوان ثمره آن علایق ناشی می شود.ماهیت این فرایند از حصول آگاهی و ارتباط درون گروهی تا مستحیل شدن در افکار عمومی را در بر میگیرد.

هگل می گوید: افکار عمومی پدیده ای است که هم شامل حقیقت هم شامل کذب است و این وظیفه ی مردان بزرگ است که آنها را از هم تمییز دهند.

افکار عمومی غالبا از گذشته به عنوان عصرطلایی یاد می کند . آلفرد سووی در این زمینه می گوید :هرگز دیده یا شنیده نشده که در یک مقاله ی مطبوعاتی یا یک گفتار رادیویی روز کسی از زندگی سابق بد بگوید. افکار عمومی بعد از مرگ شخصیت ها احتمالا نسبت آنها نگرش مثبتی پیدا می کند،بدی ها کمرنگ شده و غالبا با فقدان یک شخصیت این احساس در زنده ها ایجاد می شودکه دیگر بار گیتی مانندش را نخواهد دید مانند :امیرکبیر.شکسپیر.داوینچی و....

ژانژاک روسو فیلسوف نامدار"پدر افکار عمومی مدرن" می گوید:اصولا حکومت ها به افکارعمومی بیش از قانون و اعمال زور متکی هستند و در تغییرات اجتماعی حکومت ها از عقاید مردم جلوتر نیستند.روسو بر این باور بود که همه ی قوانین بر اساس افکار عمومی بنا نهاده شده اند.کسی که وظیفه اش تعیین قانون برای مردم است باید آگاه باشد که چطور دیدگاه های مردم راتحت تاثیر قرار دهد و از طریق آن احساسات مردم را تحت کنترل در آورد.

پیشینه:زمامداران و سیاستمداران اهمیت افکارعمومی را در اواخر قرن نوزدهم نشان دادند.عده ای از مفهوم نظری و عملی محبوبیت افکار عمومی در چگونگی پیدایش نظامهای مردم سالار سخن به  میان می آورند.مثلا:برایس می گفت :افکارعمومی نمی تواند و نباید جزییات سیاست دولت را تحت الشعاع قرار دهد زیرا بیشتر مردم فرصت کافی برای رسیدگی به تمام جزییات را ندارند.توده ی مردم ویژگی کلی سیاست را تعیین می کنند.اما بعد از جنگ جهانی اول علاقه به مطالعه ی افکار عمومی افزایش یافت ،گسترش این علاقه به دلیل استفاده از تبلیغات سیاسی دو طرف درگیر در منازعه بوده است.

تقریبا تمامی اندیشمندان افکار عمومی صرف نظر از اینکه چه تعریفی برای آن دارند براین موضوع اتفاق نظر دارند که در ارتباط با افکارعمومی دست کم حضور 4 عامل پیوسته مطرح است:1.افکار عمومی باید دربرگیرنده مشکل همگانی باشد یانباشد؟2.اینکه آراء و نظریات مردم برای تبدیل شدن به افکار عمومی باید آشکار بیان شود یا پنهانی؟3.توافق بر سر اینکه شمار افراد هم عقیده چه تعدادی باشند یا بتوان از آن به عنوان افکارعمومی یاد کرد؟4.اصطلاح رای عقیده و نظر  با باور و ارزشها مترادف است یا نه؟

فرایند شکل گیری افکار عمومی:

افکار عمومی زمانی به عرصه ی ظهور می رسد که جامعه نسبت به یک  پدیده ی مهم اجتماعی از خود مقاومت نشان دهد. در جامعه ای که اشتراک عقیده ی کامل باشد ظهور افکار عمومی مطرح نیست ،هام در این زمینه می گوید :از آنجا که قدرت همواره در دست حکومت هاست تنها حامی دولتمردان افکار عمومی است .بنابراین سنگ بنای حکومتها صرفا افکار است.

در فرایند شکل گیری افکار عمومی سه عامل اصلی دخالت دارند:1.کانال های ارتباطی که تلفیقی است از رسانه های جمعی و میان فردی:در اینجا نقش رسانه های جمعی در پالایش و شکل دادن افکار عمومی از طریق انتخاب و ارائه رویدادهای اجتماعی اهمیت بسیار زیادی دارد. گوستاولوبن"1879"مطبوعات را از محرک های نزدیک و مستقیم در امر آموزش تودههای مردم می داند که با گسترش فزاینده خود،عقاید متضاد با عقاید توده هارا بی وقفه به رویت آنها کی رساند و از این طریق نقش آموزش های کهن را کمرنگ و عمر عقاید را کوتاه می سازد.در واقع رسانه های جمعی در تمامی مراحل شکل گیری افکار عمومی از پیدایی آگاهی در میان مردم تا قضاوت نهایی همچنان فعال هستند.آنها به مردم نمیگویند درباره ی یک موضوع چگونه بیندیشند بلکه به مردم این پیام را منتقل می کنند که به چه فکر کنن.

2.موضوعات و مسائلی که بر اثر حوادث و اتفاقات در محیط پیرامونی رخ می دهند و از طریق عمل آگاهانه ی رسانه ها در جامعه بازتاب می یابند.در این هنگام نوعی ارتباط و کنش متقابل میان مردم پدید می آید.مردم درباره ی موضوع همگانی و مورد علاقه به بحث می پردازند.و سرانجام به داوری می پردازند.گابریل تارد اندیشمند نامدار اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20می گوید:"کلید فهم افکار عمومی ،شناخت فرایند های شکل گیری افکار است."

3.عموم:گابریل تارد نخستین فردی است که درباره ی جماعت سخن گفته است.به گفته ی او "جماعت ،قدیمی ترین گروه اجتماعی بعد از خانواده است."جماعت قابل گسترش است.او مطبوعات را از جمله عوامل پیدایی "جماعت"معرفی می کند.

جماعت گروهی از مردم هستند که از ویژگی های مشترک نسبتا پایدار تمایلات و منافع مشترکی برخوردارند و به شیوه های گوناگون و غیرمستقیم به یکدیگر پیوند میخورندو در نهایت واحد اجتماع بزرگی را پدید می آورند.این واحد بزرگ بخاطر ناهمگونی اعضای آن و پراکندگی در مکانهای گوناگون از جنبه های عاطفی شدیدی برخوردار نیستند ولی دارای جنبه ی ادراکی بالایی هستند.

متقاعدسازی

تعریف:"فرایندی برای تاثیرگذاری که با اهداف غییر در اعتقادات ،ارزشها یا نگرش ها را متقاعد سازی گویند.

در دورانی که صدای انسان فقط وسیله ارتباط همگانی بود از متقاعدسازی برای ترغیب دیگران با هدف دگرگون سازی باورها و رفتارها استفاده می شود.امروزه شکل های تکامل یافته تر متقاعدسازی را در عرصه ی تبلیغات سیاسی و تجاری شاهد هستیم.

وقتی میگوییم فردی (متقاعدکننده)فرد دیگر را (متقاعدشونده)متقاعد می کند یعنی در واقع این فرد به یک موفقیت رسیده است و به همین خاطر این جمله که "او را متقاعد کردم ولی موفق نشدم اشتباه است."اشتباه است ،متقاعد شدن همراه با موفقیت است. حال شناخت اینکه متقاعد سازی با موفقیت همراه است نیاز به بررسی چند ویژگی دارد:1.وجود یک معیار یا هدم2.تلاش برای رسدن به آن هدف 3.وجود میزانی آزادی از سوی متقاعدشونده4.مواردی که تاثیرگذاری از طریق ارتباط صورت می گیرد.

سرانجام نمونه های متقاعدسازی باعث ایجاد تغییر در حالت ذهنی متقاعد شونده است . گاهی متقاعد سازی منجر به تغییر به رفتار می شود.مثل:"من اردشیر را متقاعد کردم که به رسمیت شناختن کشور xکار درستی است. "گاهی متقاعد سازی منجر به تغییررفتار می شود .مثل"من مریم را متقاعد کردم که به کلاس پیانو برود."

شیوه های تاثیرگذاری بر افکار عمومی:یکی از وجوه جالب تغییرنگرش که در روان شناسی اجتماعی "متقاعدسازی"خوانده می شود در کار تبلیغات و تاثیرگذاری بر افکار عمومی است.کارگزاران تبلیغ معتقدند که شیوه ی گفتار و رفتار شخصیت های سیاسی می تواند جهت دهنده و هدایتگر افکار خصوصی به سمتی خاص و معین باشد.آنان همچنین از روش های گوناگونی نظیر استفاده از رادیو ،تلویزیون،مطبوعات،اعلامیه ها و شایعه هارا برای نفوذ بر افکار عمومی موثر می دانند.بنابراین کار اصلی کارگزاران تبلیغ برقراری ارتباط با فرد ،گرو یا عموم است. اهداف عمده ی ارتباط برای کارگزار تبلیغ عبارتند از 1.خبر دادن ،آگاه ساختن . آموزش2.ترغیب و تشویق 3.ایجاد مشارکت اجتماعی

کارگزاران تبلیغ در فرایند یک نوآوری با مخاطبان خود دارای 7 نقش پیاپی است از جمله:1.برانگیختن احساس نیاز مردم نسبت به تغییر:کارگزار باید این احساس نیاز را در رفتار مخاطبان ایجاد کند.اهمیت مسائل را روشن کند.در این مرحله او باید نیازهارا مشخص کند و آنها را به صورت عاملی سازنده برای پیشرفت ارائه کند.2. ایجاد ارتباط با مخاطب:کارگزار با ارتباط بخشیدن ،ایجاد اعتمادو همدلی با نیازهای مخاطب با او ارتباط برقرار کند. 3.تعیین نیاز مخاطب 4.ایجاد انگیزه ی تغییر در مخاطب:کارگزار بعد از بررسی راههای دستیابی مخاطب به اهداف خود باید اورا به تغییر و نوآوری تشویق کند.5.تبدیل نگرش به رفتار:نگرشهای فرد معمولا حاضر اما راکدندو تنها در صورت برخورد با موضوع نگرش در رفتار تجلی می یابد به همین خاطر کارگزار تلاش می کند تا با توصیه های مبتنی بر نیاز مخاطب نگرش آنها را به رفتار تبدیل کند.6.پایدار ساختن تغییر:کارگزار می تواند رفتار جدید را با فرستادن پیامهای تشویقی تثبیت کند.7.دستیابی به داوری جدید:هدف نهایی کارگزاران تبلیغ این است که افراد را از وابستگی به عقاید دیگران نسبت به سازمان برهاند و به آنها نوعی استقلال فکر دهد.

سیر تکوینی افکار عمومی در ادوار مختلف تاریخ

افکارعمومی اگرچه پدیده ای مربوط به قرن 20به اوج شکوفایی خود رسید ه اما در هر دوره ی زمانی که انسانهایی بوده اند و باهم ارتباط برقرار می کردند پس افکار عمومی هم بوده .

1.از آغاز تا قرون وسطی:قدمت افکار عمومی ریشه در تولد و برپایی نخستین دولتها و کنشهای تبلیغاتی آنها در عرصه ی زندگی سیاسی انسان دارد.ارسطو در 300سال قبل از میلاد مسیح در کتاب"سیاست"خود اشارات مستقیمی به افکارعمومی دارد.سیسرون فیلسوف رومی یک قرن قبل از میلاد خطاب به سنای روم چنین می گوید "در برابر سرزمین کاتیلینا پشتیبانی ملت از آن شماست."

2.از قرون وسطی تا عصر رنسانس :در قرون میانه حوزه های ارتباطی زندگی فردی و جمعی در محدوده ی حکومت بی چون و چرای حکومت های اشرافی مذهبی و زمینداری در مغرب زمین به شدت آسیب می بیندو کانال های ارتباطی مردم تقریبا محدود و بسته می شود.دولت بر زندگی مردم سلطه مطلق پیدا می کند و افکار عمومی در محدوده های کوچک محلی خموشانه به سیر و سفر می پردازد.در چنین شرایطی کلیسا منبع اصلی اطلاعات بود.در آن روزها اخبار و اطلاعات به دلیل ناامنی با تاخیر به شهرها می رسید و رنگ ایعه به خود می گرفت.

3.از رنسانس تا قرن 19:نخستین جوانه های فرهنگ انسانگرایی در ایتالیا سر بر آورد.یکی از مهم ترین عوامل اشاعه ی این فرهنگ نو کشف صنعت چاپ در نیمه قرن 15 بود.با این اختراع الگوهای ارتباط و تعامل به شیوه های عمیقی شروع به دگرگونی کرد.در چنین وضعیتی است که اولین روزنامه در1615تحت عنوان "فرانکفورژورنال"در شهر فرانکفورت آلمان پا بهعرصه ی وجود گذاشت.این امر شرایط مناسب تری را برای دولت وقت برای دستیابی به افکار عمومی و کنترل آن پدید آورد..انقلاب کبیر فرانسه در سال1789 در حیات مادی معنوی جامعه ی اروپایی تاثیر داشت و موجب تحولاتی عظیم در صنعت چاپ و مطبوعات شد.در این ایام مطبوعات فرانسه توانست در شکل دادن به افکارعمومی نقش موثری داشته باشند.

4.از قرن19تا عصر حاضر:سه دهه ی پایانی قرن 19،دوران رشد سریع سرمایه داری بود و وسایل ارتباطی روز به روز گسترش می یافت.مطالعه ی جدید درباره ی افکار عمومی متعلق به لارنس لاول تحت عنوان "افکار عمومی و حکومت مردمی"و کتاب "افکار عمومی"مربوط به والترلیپمن روزنامه نگار آمریکاست.یورگین هابرماس دانشمند معاصر آلمانی در یکی از آثار خود چنین نوشته ات که:"در شکل گیری افکار عمومی انسان غالبا شنونده و ناظر مباحث تکراری استکه ریشه در بدیهیات ساخته   شده ی فن آوری دارد که نتایج موقتی آن بمباران مداوم افکار توسط تولید کنندگان از طریق تبلیغات رسانه هاست که بدین ترتیت مصرف کنندگان را به اسارت خود در می آورد.

ارتباطات رسانه ای و میان فردی در افکار عمومی

شبکه های ارتباطی:اصطلاح شبکه های ارتباطی نشان دهنده ی نظامی برای انتشار آگاهی در میان اعضای یک گروه است. شیکه های ارتباطی به دو دسته تقسیم می شوند:1)غیر رسمی:شبکه های ارتباطی اتفاقی و خودبه خودی به شمار می آیند.امری نیستند و هدفمند و آگاهانه اند.تبادل پیام در این شبکه ها بدون برنامه ریزی با افرادی که غالبا از هویت یکدیگر بی اطلاع اند از طریق مجراهای خودانگیخته صورت میگیرند.2)رسمی:شبکه های ارتباطی دستوری اند که در آنها کنش متقابل در شبکه ها آگاهانه و سنجیده طراحی شده و دارای ساختار است.

در شرایط عادی شبکه های میان فردی یک شخص معین می تواند گونه های مختلفی داشته باشد.

نقش رهبری در افکارعمومی

جامعه شناسی وبری سه نوع رهبری را مطرح می کند:1.رهبری معنوی:به برکت قدرت های خارق العاده که پیروانشان به آنها نسبت می دهند.2.رهبری سنتی:در پرتو رسوم و عادات جاری رهبری می کنند.(در محیط آنها همواره رهبری متعلق به خاندان یا طبقه معینی بوده است.)3.رهبری قانونی:بر اساس صلاحیت و خبرگی و طبق مقررات رسمی انجام می گیرد.

رهبری از پدیده های بسیار مهم رفتار اجتماعی است و در بسیاری از اجتماعات و در جریان های مختلف به صورتهای گوناگون وجود داشته است.از نظر چارلزبرد رهبر دارای دو وظیفه است(از لحاظ نقش رهبری):1.وظایف بیانی2.وظایف ابزاری

محیط های گروهها:1)محیط استبداد یا خودرای2)محیط دموکراتیک3)محیط آشفته و بی بند و بار

پیام رسانه های جمعی بر پیام گیران به صورت فردی تاثیر نمی گذارد زیرا فرد متعلق به گروه است و در او تعلقات گروهی وجود دارد.

ویژگی رهبران فکری از منظر کاتز و لازارسفلد:1.به عنوان افرادی تعریف می کنند که اطلاعات را از رسانه ها دریافت می کنند و آنرا به همگنان خود منتقل می کنند.2.از موضوعات مختلف آگاهند3.در همه ی گروه ها وجود دارند"اجتماعی،صنفی،جماعتی و ..."4.از لحاظ اجتماعی فعالند5.اعتماد به نفس زیاد دارندو....

تاثیر رهبران فکری در جنبش های سیاسی و اجتماعی این است که به جنبش مشروعیت می دهند. رهبران فکری دو دسته ان:1)یک موضوعی:دیدگاهشان حول محور موضوع خاص است 2)چند موضوعی:در موضوعات گوناگون مهارت دارند.    با پیشرفت فناوری،مدیران تک موضوعی رو به افزایش هستند.

ویژگی رهبران فکری:1.متعلق به گروههای نخستین هستند. با هنجارها و ارزشها ی آن آشنایی دارند و می کوشند بر هنجارهای مورد نظر اعضای گروه تاکید ورزند.2.آنها خود را رهبر نمی دانند بلکه دیگران آنها را رهبر فکری به شمار می آورند.3.رهبران فکری نوگراتر از دنباله رو های خود هستند.4.رهبران فکری در مقایسه با پیروان خود از منزلت اجتماعی بالاتری برخوردارند.5.در مقایسه با دنباله رو های خود مشارکت بیشتری در فعالیت های اجتماعی دارند.

نقش و کارکرد تبلیغ در افکار عمومی

بدون جلب رضایت اکثریت آحاد مردم اداره ی هیچ جامعه ای دوام نخواهد داشت. درگیر شدن روزافزون مردم و شهروندان عادی در مسائل سیاسی، افزایش اهمیت و نقش تبلیغ را موجب می شود. تبلیغات می تواند رفتار شهروندان را تعیین کند و همزمان سرنوشت ملتهای جهان را رقم بزند.پیشرفت فناوری موجب افزایش قدرت تبلیغات شده. 

تبلیغات سیستماتیک:ریشه در قرن 17 دارد . در آن ایام در سال 1622 م نخستین سازمان منظم برای تبلیغات سیاسی توسط پاپگرگوری پانزدهم در واتیکان به نام "جامعه مقدس ترویج ایمان کلیسا ی کاتولیک"تاسیس شد. 3 کمیته اجایرایی این سازمان:1) گروهی که مسئول نظارت بر کتابهای مذهبی و عبادی بودند. 2)گروهی که مسئول بررسی گزارش هایی بود که از سوی اسقف یا اشخاص مهم می رسید. 3) گروهی که که مهمترین آنها محسوب می شدند مسئولیت کنترل موقعیت سازمانهای مذهبی را بر عهده داشت.

این سازمان تا سال 1884توسط دولت ایتالیا تعطیل شد. این وضعیت 30 سال به طول انجامید تا اینکه دولتهای دیگر متوجه ضرورت یک چنین سازمانی شدند.امروزه تبلیغات سیاسی بیشتر تحت پوشش تبلیغات سیاسی صورت می گیرد.

اهدافی که تبلیغات به آن تمایل دارند:"تسلیم سازی"،"مفهوم ساختن"،همکاری کردن و "ایجادهراس"

هدف نهایی تبلیغات تاثیر بر رفتار و اعمال مردم است. تبلیغاتچی تنها می خواهد مخاطب کاری را انجام دهد که او می خواهد.تبلیغات سیاسی و تجاری:این دو نوع تبلیغ متفاوت است زیرا تبلیغات سیاسی بیشتر بربرداشت ذهنی استوار است ولی تبلیغات تجاری بر پدیده های قابل لمس استوار است.در تبلیغات سیاسی خود را به حق و عین صواب و دیگران را ناحق و ناصواب می داند.اما در تبلیغات تجاری تنها خود را می ستایند.

شیوه های تبلیغ:مطالعات گوناگون در زمینه تبلیغات نشان می دهد که مکانیسم روانی در زمینه تبلیغات تجاری ،سیاسی،عقیدتی و روابط عمومی متفاوتند.زیرا تبلیغ یک کالا به مراتب ساده تر از تبلیغ یک فکر است و به همان نسبت روشهای مورد استفاده در آنها نیز می تواند با یکدیگر متفاوت باشد. یکی از عواملی که در تبلیغات اهمیت زیادی دارد شناخت مخاطبان و نمادهای فرهنگی آنان است.

مخاطبان مورد تبلیغ 3 دسته اند:1) آنهایی که آماده اند تا واکنش مثبت نشان دهند.2)آنهایی که خنثی هستند.3)کسانی که در برابر تبلیغات حالتی خصمانه دارند.

در مجموع شیوه ها و تدابیر گوناگون تبلیغات در عرصه های تجاری و سیاسی عقیدتی به شرح زیر است:1.روش لقب گذاری2.روش تعمیم یا زرق و برق3.روش انتقال4.شهادت5.روش توده پسند6.روش جمع و جور کردن کارتهای یکدست7.شستشوی مغزی و ...

شایعه

شایعه به دلیل پیوند با انسان پدیده ای اجتماعی است.تصور جامعه بدون شایعه محال است.ابزار ارتباطی شایعه در مجموع کلام است. شایعه در زمان بحران و رسوایی های اجتماعی پدید می آید.شایعه یکی از ابزارهای پنهان تبلیغ است و نوعی ارتباط غیر رسمی که در شکل گیری افکار عمومی نقش تعیین کننده دارد.

شایعه:"گزارش تایید نشده درباره ی حادثه ای که اساسا انتقال آن از طریق دهان به دهان صورت می گیرد. ممکن است قسمتی یا بخشی از آن صحت داشته باشد.ولی تشخیص درستی یا نادرستی آن وجود ندارد،زیرا در جریان انتقال خبر شکلهای گوناگونی در اصل آن پدید می آید.ویژگی های شایعه عبارتند از:منبع نا مشخص-مخاطبان ناهمگون و پراکنده-مجراهای انتقال رسمی و غیررسمی-شبکه های پخش ناپایدار و زودگذر-تولید ساده-قابلیت پذیرش بسیار و ....

پژوهش های گوناگون اجتماعی نشان می دهد که شایعه در هر زمان و متناسب با شرایط حرکت جامعه شکل خاصی به خود می گیرد.در واقع می توان اهداف شایعه ساز از پخش کذب اخبار . شایعه بی اساس را در این محورها خلاصه کرد:1- ایجاد بدبینی نسبت به نظام و مسئولان جامعه2- افزایش نگرانی و اضطراب در مردم3- ترور شخصیت4- ایجاد فضای ناسالم اجتماعی 5-فرافکنی6- پرخاشگری7-ایجاد وجاهت اجتماعی

چگونگی خنثی سازی شایعه:1-حضور مسئولان در بین مردم2- پرهیز از شعارهای بدون عمل3- ارائه به موقع خبر و پرهیز از سانسور در اطلاع رسانی4-ارائه یک تحلیل و جمع بندی مشخص از شرایط حاکم بر کشور و در میان گذاشتن واقعیات و مشکلات با مردم

ابزارهای اندازه گیری سنجش افکار

 پیدایش یا سنجش افکار :بررسی توصیفی ویژه عقاید و آرا عمومی است.این روش بر پرسش استوار است. پرسش خود به سه قسم تبدیل می شود:1)کتبی:پرسشنامه 2)شفاهی:مصاحبه 3)ترکیبی :پرسشنامه +مصاحبه حضوری

پژوهش های پیمایشی:1)توصیفی:شرایط یا گرایش های رایج را بررسی می کند بدون توجه به چرایی و علت ،فقط توصیف می کند.2) تبیینی:نوعی از پژوهش های علمی و تطبیقی است .به توضیح و تشریح موضوع می پردازد و به دنبال علل و عوامل پیدایی آن است. 3) ترکیبی:هم به توصیف جامعه آماری می پردازد هم به وضعیت موجود می پردازد.

اهمیت شناختن نگرش در افکار عمومی از طریق مقیاسهای اندازه گیری:اساس افکار عمومی بر نگرشها استوار است.نگرش پایه ی افکار عمومی است.تعریف نگرش:گرایش برای پاسخ دادن به طور مطلوب یا نامطلوب نسبت به شئ شخص و رویداد مشخص است.نگرش شخصی ترین جنبه نقش است. نقش از سویی در برگیرنده پاره ای از نگرشهاست.از سویی نگرش از پیش شکل گرفته می تواند گزینش های نقش فرد را هدایت کند.

مقیاس سازی:در دهه های گذشته کوشش های بسیاری از سوی روانشناسان اجتماعی ،آمارشان و... در جهت کمی کردن اطلاعات به عمل آمده است که از آن جمله می توان به مسئله مقیاس سازی اشاره کرد.در ساختن مقیاس فقط اطلاعات مشاهده شده در چند متغیر نسبتا معین را به متغیر ساده و انتزاعی تر تبدیل می کنیم.روش های مقیاس نگرش:1)مقیاس فاصله اجتماعی بوگاردوس 2)مقیاس تقارن معنایی

گامه های پژوهش پیمایشی:

برنامه ریزی(تعیین موضوع-بیان مسئله و تعیین هدف-فرضیه سازی)

جامعه آماری و نمونه گیری:جامعه آماری به مجموعه ای از افراد،اشیا ،اعداد یا چیزهایی گفته می شود که حداقل در یک ویژگی مشترک باشند.

اساس پژوهش های پیمایشی یا نظرسنجی بر نمونه گیری ها استوار است.انواع نمونه گیری:1)تصادفی{ تصادفی منظم.تصادفی مختلط.خوشه ای.طبقه ای.مرحله ای.منطقه ای} 2)غیرتصادفی{توصیفی .شانسی.قضاوتی.گلوله برفی.سهمیه ای}

هر کدام از واحدهای تشکیل دهنده جامعه آماری شانس مساوی برای انتخاب شدن دارند.

ساختن ابزار اندازه گیری:پژوهشگر باید در مورد شکل سوالات تصمیم گیری کند.این ابزار بیشترین استفاده را دارند:پرسشنامه،مصاحبه حضوری،مصاحبه تلفنی،مصاحبه اینترنتی

روش های انجام مصاحبه:1)مصاحبه حضوری در منزل 2)مصاحبه تلفنی 3)مصاحبه پستی 4)مصاحبه الکترونیکی

کدگذاری:از آنجا ارزشهای کیفی برای رایانه تعریف نشده است ابتدا داده ها را به ارزشهای کمی تبدیل می کند تا بتواند آنها را به خوبی پردازش کند.این معادله های کمی و رقمی تعریف اصطلاحی "کد" است.