کلیات ارتباط و تبلیغ:

درسال های اخیر تبلیغات سیاسی با پروپاگاندا به صورت جزیی از ارتباطات عمومی در امده است.طی هفتاد سال گذشته در سطح جهان صد ها کتاب جنبه ی گوناگون تبلیغات را بررسی کرده اند .تبلیغ در معنی پروپاگاندا در بی طرفانه ترین مفهوم به معنای تحریک یا به حرکت واداشتن اندیشه هایی ویزه است.ترغیب نیز به عنوان موضوع یک ارتباط معمولا فرایندی ارتباطی تعریف می شود که هدف ان نفوذ کردن است .ترغیب فرایندی ۲سویه است که در ان هر دو گروه یا هر دو طرف به یک پیام نزدیک می شوند و ان را برای تلاش به منظور پاسخ گویی به نیاز ها به کار می برند.هدف ترغیب تغییر نگرش مخاطب است.

هنر و تبلیغ:ابزار های هنری رساترین و کاری ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ اند.هنر کیفیت بیان و ادای مطلب به شکلی ظریف از طریق سخن گفتن و شعر گفتن ....

پیام و اهمیت ان در اقناع و تبلیغ:در زمینه تبلیغات و اقناع مخاطبان مهم ترین عاملی که لازمه منبع ارتباط ان را بشناسد و به کار گیرد پیام و محتوا ان است .انسان ها برای برقراری ارتباط از نماد و نشانه برای رمزگشایی معانی ذهنی استفاده می کنند.در کل ما دو نوع پیام و نماد داریم:اول نماد و رمزهای کلامی مثل اصطلاحات زبانی دوم غیر کلامی مثل حرکت دست وچشمک زدن .ما در پیام های ارسالی سه عامل داریم۱. رمزها و کدهای پیام ۲ .محتوا پیام ۳ .نحوه و حالت ارایه پیام.

رمز ها و کدهای پیام دو گونه اند :طبیعی مانند خنده و گریه و سلام ۲ خصوصی همان نماد و نشانه هایی که انسان ان ها را به وجود اورده مثل حروف الف.تعریف برلو از کد:هر گروه از نماد ها که بتواند به شیوه ای ساخته شود که برای مخاطب معنا دار باشد.محتوای پیام مطالب درون پیام که منبع ارتباط برای بیان هدف خود ان هارا انتخاب کرده و نحوه ارایه ان هم تصمیمی که منبع ارتباط برای انتخاب و تنظیم کدها و محتوای پیام می گیرد.نکته مهم ان است که مخاطب چقد با پیام ارتباط برقرار کرده و چه از ان فهمیده ؟زمانی که مفهومی که مخاطب از پیام میگیرد با مفهومی که منبع ارتباط می فرستد یکسان باشد ارتباط کامل صورت گرفته.

افکار عمومی:در عصر ما با گسترش رسانه های همگانی و با سواد شدن عامه ی مردم نیروی تازه ای به اسم افکار عمومی به وجود امده که تجلی گر اراده و خواست مردم است و نقش مهمی در رخدادهای اجتماعی دارد و در شکل دادن به سرنوشت خود مشارکت می کنند.

مفهوم و تعاریف افکار عمومی:از لحاظ بررسی تاریخی چیزی معادل اراده و احساسات مردم و عقیده مردم کوچه بازار و.. است اما تعریف دقیقی از ان حاصل نشده.

چالز کولی گفته:افکار عمومی حاصل جمع داوری های جداگانه افراد نیست بلکه پدیده ای است سازمان یافته محصول ارتباطات و اثرات متقابل.گینز برگ:پدیده ای است اجتماعی حاصل کنش و واکنش بسیاری از اذهان مردم.سیدمن:افکار عمومی نیروی نهان و اشکار است که از ترکیب اندیشه ها و احساس ها و برداشت های فردی به وجود امده.پارک و لاگس:جایی که تفاوت ذاتی و مخالفت نباشد افکار عمومی نیست شرط پیدایش ان بحث و گفت و گوی عمومی است.تعریف افکار عمومی چهار مطلب دارد:وجود اختلاف نظر و تعارض برای به وجود امدن ان.وجود گروه های تضاد که هرکدام برای خود افکار خاصی داشته باشند.شرط اساسی برای شکل گیری ان کنش متقابل اجتماعی است.افکار عمومی بیان ازادانه عقاید و برخوردهایی است که افراد درباره ی پاره ای از مسایل دارند یا احساس می کنند.

شکل گیری افکار عمومی:عوامل بسیاری دارد.عامل اجتماعی و فرهنگی که محیط پیرامون را تشکیل می دهد و عامل ترکیب ارثی که این دو عامل به طور دایم در حال کنش و واکنش اند. هدف خاص ما تعیین می کند که کدام عامل برای ما مهم تر است.افکار عمومی در ارتباط معنا پیدا می کند تا زمانی که ارتباط با دیگران نباشد نمی توانیم تاثیری بر افکار عمومی داشته باشیم.

ارتباط چیست:برای ارتباط تعاریف زیادی وجود دارد که ما تعاریفی از فرهنگ وبستر و اریان پور وفارسی معین انتخاب کرده ایم.در وبستر عمل ارتباط برقرار کردن معادل هایی نظیر رساندن و انتقال دادن واگاه ساختن و... در اریان پور وسایل ارتباطی و مبادله و گزارش و اخبارو ...در معین در معنای مصدر ربط دادن و بستن اما در معنی اسم مصدر پیوند و پیوستگی.تعریف توماس نیلسون:معنای ارتباط از یک سو واضح و روشن است و از سوی دیگر پیچیده.در استفاده معمول روشن اما وقتی متوجه عمق ان می شویم پیچیده است.تعریف ارسطو:ارتباط جستجو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران است.

اهمیت ارتباط اجتماعی:ارتباط سرچشمه فرهنگ و باعث ارتقای ان است.فقدان ارتباط اثار متعددی دارد:انسان دور از جامعه انسانی فاقد ابزار ارتباط (زبان) است.اموخته هایش قابل انتقال نیست و نمیتواند از تجربیات دیگران استفاده کند.از سوی دیگر تجمع ارتباط باعث ارتقای فرهنگ می شود پس اگر ارتباط نباشدجامعه انسانی ارتقای ارزشی و فرهنگی پیدا نمی کند.کاستی ارتباط پیامد های منفی هم دارد که باعث می شود انسان در معرض اسیب های اجتماعی از جمله خودکشی قرار گیردچون مهم ترین علت خودکشی کاستی در روابط اجتماعی است.

مدل های ارتباطی:مدل ارسطو:ارسطو می گوید هدف نهایی از ارتباط ترغیب است.در هر ارتباط سه جز داریم گوینده و گفتار و مخاطب.

مدل کلود شنن و وارن ویور:یکی از سودمند ترین مدل های سیستم ارتباطی است.سادگی و روشنی و عمومیت داشتن ان باعث شده برای اکثریت دارای جاذبه باشد .ان ها این مدل را از دیدگاه ریاضی بررسی کرده اند.ان ها بیشتر به ارتباط الکترومیکی توجه داشتند و برای برقراری یک ارتباط باید یک منبع و رمزگذار و یک پیام و کانال و یک رمز خوان و گیرنده وجود داشته باشد.هم چنین عنصر دیگری به نام پارازیت هم بر پیام اثر دارد.که همه ی ان ها در یک خط تنظیم شده بودند .رمز خوان و رمز گذار می تواند هر دستگاهی باشد که اطلاعات را از یک فرم به فرم دیگر تبدیل می کند مثلا امواج صوتی را به رادیویی.عنصر جدید پارازیت وابسته به کانال یا پیام است .که ممکنه قطع یک صدای رادیویی یا صدای نارسای تلفن باشد.این مدل در اکثر مدل های بعدی تاثیر به سزایی داشته است.

مدل ویلبر شرام:می گوید ارتباطات همیشه سه عنصر نیاز دارد منبع و پیام و مقصد.منبع صحبت و حرکات یک فرد است.مقصد شنوندگان یک سخنرانی و خواننده روزنامه است.ابتدا منبع باید پیام خود را به شکل رمزیا به صورت قابل ارسال  در بیارد و تصاویر ذهنی هم باید به صورت رمز و کلام در بیایند و بعد قابل ارسال خواهند شد.پس از اینکه پیام به صورت رمز درامد و ارسال شداز قدرت کنترل ارسال کننده خارج می شودو نمی تواند در تاثیر ان تغییری ایجاد کند.چنین سیستمی به هرحال کمبودهایی داردمثلا در منبع کمبود اطلاعات واضح یا عدم موفقیت در ارسال پس موفیت در ارتباط وابسته به موفقیت در تمام مراحل ذکر شده است .شرام می گوید تصاویر ذهنی باید به صورت رمز در بیایند و در مقصد رمز خوانی شود این کار وقتی صورت خواهد گرفت که منبع و مقصد دارای تجربیات یکسان باشند.

روان شناسی اجتماعی:ما در عصر ارتباط جمعی زندگی می کنیم که شیوه های تاثیرگذاری به فکر و اندیشه تهدید نیست بلکه از نوع متقاعد سازی است.سه دسته متغییر در افزایش و کاهش تاثیر ارتباط وجود دارد.منبع ارتباط(چه کسی پیام را منتقل می کند) ماهیت پیام(چگونه پیام منتقل می شود) ویزگی مخاطب(به چه کسی پیام را منتقل می کند) .منبع:سخن اسطو ما گفتار نیک مردان را اسان تر و کامل تر از دیگران باور می کنیم پس منش و شخصیت گوینده موثرترین وسیله متقاعد کردن مخاطب است. از طرفی قابل اعتماد بودن منبع تاثیر زیادی در متقاعد کردن مخاطب دارد.عوامل ظاهری هم در متقاعد کردن نقش دارد.عامل دیگر در اقناع میزان علاقه به گوینده است.ما بیشتر تحت تاثیر کسانی قرار می گیریم که به ان ها علاقه مندیم و هرچه علاقه مندی به منبع پیام بیشتر باشد تاثیر بیشتری بر ما می گذارد.

ماهیت پیام :نحوه بیان پیام و چگونگی ان نقش مهمی در تاثیر پیام دارد.ویزگی مخاطبان:برخی از مردم با دشواری متقاعد می شوند چرا که شنوندگان و مخاطبان یک پیام یکسان و مشابه نیستند.

دشواری ها و مسایل در اقناع و تبلیغ:اصولا هرچه با انسان سروکار دارد پیچیده است تبلیغ و اقناع هم چون با جامعه انسانی سروکار دارد پیچیده است.عمده ترین عوامل ارتباطی:منبع ارتباط(تبلیغ کننده) پیام و معنای ان کانال ارتباطی .مخاطب .بازخوردهای مدارهستند .عمده ترین مشکل منبع عدم شناخت و وضوح منبع ارتباط است . منبع برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب خود باید نشان دهد که متخصص است و مقبولیت دارد و هدف از تبلیغ نفع شخصی پیام دهنده نیست.پیام و معنای ان مهم ترین جنبه ی ارتباط است .معنا و محتوا باید طوری باشد که خواست پیام دهنده را در ذهن مخاطب ایجاد مکند.پیام باید برای پاسخ به یک نیاز معین در زمان و مکان معین برای یک مخاطب معین طراحی و ارسال شود که همه ی موارد بالا دشواری تولید یک یک پیام را نشان می دهد.باید در طراحی کانال های ارتباطی به ظرفیت پیام و حجم جریان پیام و جهت عبور توجه کرد.دشواری مخاطبان:هر فرد و گروه در باور و اعتقادات خود اسیر است و یک پیام برای دو نفر نمی تواند یک معنای خاص را داشته باشد.حسادت و تعصب و هوش و دانش و شرایط محیطی و اب وهوایی در تاثیرپذیری مخاطب اثر دارند و اثر اقناع را دشوار تر می کنند و در زمینه بازخورد پارازیت و مسایل در زمینه کانال ارتباطی مشکل اساسی در تحلیل پیام های ارسال شده است.

اهمیت روش های پژوهش:لاسول درباره عناصر پنج گانه ارتباط می گوید :چه کسی پیام می فرستد؟برای چه کسی؟از چه مجرایی؟چه می گوید؟با کدام تاثیر؟دانشمندی که به مطالعه ارتباط می پردازد و عمل ارتباط را اغاز می کند تحلیل کنترل می خوانیم .متخصصی که روی چه می گوید تمرکز می کند را تحلیل محتوا می خوانیم .کسانی که توجه ان ها روی وسایل اقناع است تحلیل وسیله و زمانی که تحقیق متوجه کسانی است که وسایل در دسترس ان ها است را تحلیل مخاطب می خوانیم.الف)تحلیل کنترل:شماخت فرستنده پیام مهم است چوم عقاید خود را به شنوندگان منتقل می کنند.ب)سه نوع تحلیل محتوا داریم:عملی و معنایی و علامت .در تحلیل محتوا از مراحل زیر تبعیت می کنیم:تعیین هدف.تعیین جامعه اماری.انتخاب نمونه .تعیین پرسشنامه .جمع اوری اطلاعات.نتیجه گیری. ج)تحلیل وسیله:شناخت ان اهمیت دارد زیرا پدیده ای زنده و فعال اند و با هم همکاری متقابل دارند.تحلیل مخاطب:هدف این است که مخاطبان در جهت پیدا کردن بهترین شیوه در راه ایجاد تغیرات مثبت در ان تحلیل شوند.

روش های تبلیغ:

۱.روش نفی و اثبات:مبلغ سعی می کند همه ی شیوه های مشابه و پیام های رقیب را نفی و شیوه وپیام مطلوب خود را اثبات کند.هرچه دستگاه تبلیغاتی کار نفی و اثبات را با دلایل قابل قبول تر و با لحن بی طرفانه تری عملی کند راندمان کاربیشتر است.از این روش در تبلیغات سیاسی و اقتصادی استفاده می شود.

۲.روش شرطی:نظریات پالوف اساس یکی از رایج ترین و در عین حال خطرناک ترین روش های تبلیغاتی است که ان را روش شرطی می نامیم .در این روش پیام به یک عامل نامربوط مشروط شده به وسیله شرط نامربوط در جامعه تنفیذ می شود.

۳.روش طرح ناگهانی:بسته به نوع و موضوع پیام از این روش استفاده می شود مثل قطع برنامه رادیویی برای اعلام خبر های مهم .این روش دارای محدودیت است و اگر مداوم باشد کاربرد اختصاصی خود را از دست می دهد.

۴.روش استدلالی:بهترین روش است چون اساس ان تفکر است و باعث ارتقای سطح فرهنگ ملی می شود.دو شرط لازم است :کاهش بی سوادی و رشد فرهنگ مردمی وحقانیت پیامی که تبلیغ می شود.

۵.روش شبه استقلال:منظور از ان مجموعه ای از روش های تبلیغی است که مبلغ برای فریب افکار عمومی در جهت هدف خود استفاده می کند که این روش خطرناک است.

تبلیغ چیست:تبلیغ تلاشی است سازمان یافته و اگاهانه به منظور دستکاری کردن در احساس و ادراک و تغییر نگرش و رفتار مخاطب در جهت اهداف خاص مبلغ.

در تبلیغ باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:

۱.سازمان یافته و هدف دار و پیش بینی شده باشد.

۲.اگاهانه در احساس و ادراک مخاطب دستکاری کند.

۳.در نگرش مخاطب تغییرایجاد کند.

۴.تغییر نگرش تغییر رفتار مخاطب را به همراه داشته باشد

۵.تغییر در نگرش و رفتار مخاطب با اهداف خاص مبلغ همسویی داشته باشد.

خصوصیات تبلیغ:

 خصوصیات خارجی تبلیغ:

الف)فرد و توده .ب)تبلیغ همه جانبه –واکنش مخاطبان .ج)تمایلات مخاطبان.د)سازمان تبلیغ . ه)هدف تبلیغ .ح)دوام و مدت تبلیغ

خصوصیات داخلی تبلیغ:

الف)شناخت زمینه. ب)تبلیغات و دروغ

انواع تبلیغ

۱.تبلیغات سیاسی:به فعالیت های احزاب سیاسی که می خواهد اموزه های خود را در جامعه ترویج دهد وافکار عمومی را با خود همراه سازد می گویند.

۲.تبلیغات اجتماعی و بهداشتی و علمی:برای پیشبرد امور بهداشتی و فرهنگی است.

۳.تبلیغات تجاری:شامل اگهی فروشندگی در مورد کالا ها و ارایه خدمات و فعالیت های مختلف روابط عمومی می شود.

  لزوم تبلیغ دو دسته است:

1-لزوم تبلیغ برای دولت ها: در جوامع قدیم فاصله اجتماعی فرمانروایان و فرمانبرداران بسیار زیاد بود, عقیده افراد در وضع حکومت هیچ تاثیری نداشت و در کل قدرت سیاسی در جوامع قدیم متکی به دو مولفه اهرم اقتصادی و انتظامی بود. به این معنا که دولت ها برای کنترل مردم و حکومت شونده ها یا از عامل اقتصادی و امکانات مالی که در اختیار داشتند استفاده می کردند و یا از طریق اهرم فشار و زور که با استفاده از این عامل امنیت و آرامش را که نیاز جدی است در جامعه برقرار می کنند و به اصطلاح حکومت شونده ها را وام دار خود می کردند و در مرحله ی بعدی از این طریق از مرزها دفاع می کردند و فکر هرگونه مخالفت از سوی افراد را نمی پذیرفتند و با آن برخورد می کردند. اما در جوامع جدید به دلیل رسوخ نظام دموکراسی اصولا همه ی مردم می توانند در وظایف حکومت شرکت کنند اما هرکسی توانایی انجام وظایف را ندارد و بنابراین سلسله مراتب اجتماعی افراد بر خلاف جوامع قدیم بر اساس شایستگی افراد و مهارت آنها است.

بدیهی است که این امر در جریان اداره ی مملکت تاثیر قاطع می گذارد. زیرا حکومت برای جلب اعتماد مردم ناچار است به افکار عمومی تکیه کند و بر قدرت خود بی افزاید.

بنابراین به این به این نتیجه می رسیم که جامع جدید علاوه بر دو مولفه ای که برای بقا و اعمال قدرت سیاسی مطرح بود یعنی قدرت اقتصادی و قدرت نظامی مولفه ی سومی به نام جلب افکارعمومی نیز مکمل دو عامل قبلی ضرورت می یابد.

نکته ی مهم این است که دولت ها برای جلب حمایت و افکارعمومی باید سعی کنند که در تبلیغ و عملکردهای مثبت خود خصوصا فراهم کردن رفاه عمومی و خواست های مردم بکوشند تا تصویر مثبتی را در ذهن مردم ایجاد و تبلیغ کنند.

2-لزوم تبلیغ برای افراد از سه حنبه

الف- از نظر ذهنی: امروزه هر فرد برای تامین نیازهای خود آزادانه تصمیم می گیرد. اما نمی توان منکر حاکمیت جامعه و یا فشارهای اجتماعی بر این تصمیمات شد. به عبارت دیگر افراد به طور مستقیم یا غیرمستقیم آموزش هایی را از افراد و گروه ها و نهادهای مختلف دریافت می کند که این آموزشات در رشد فکری و گسترش دید افراد در پدیده های اجتماعی, اقتصادی , فرهنگی و سیاسی موثر است.پس تبلیغ فی نفسه دارای خصلت آموزشی است به منظور انتقال آموزه های فرهنگی-سیاسی وآگاهی های عقیدتی-تاریخی.

ب-ضرورت تبلیغ برای افراد از نظر عینی: همانطور که اشاره شد یکی از عملکردهای مثبت و اساسی تبلیغ ارایه خدمات آموزشی آن است . همچنین یک حرکت انگیزشی است در راستای تامین نیازهای معلوم وتبیین نیازهای مجهول جامعه و افراد و در مجموع پاسخگوی نیازهای عینی و واقعی جامعه انسانی است

تبلیغ می تواند تاثیر روانی داشته باشد. ازجمله تاثیرات روانی تبلیغ:

الف- ازخودبیگانگی:مطبوعات تلویزیون و رادیو که از جملخ وسایل ارتباطات جمعی به شمار می روند درجوامع اقتصاد آزاد دو نقش متضاد را ارایه می دهد, هم عامل اصلی انتقال اطلاعات و اندیشه های انسانی است(خدمات اجتماعی) و هم به دلیل آنکه تابع قواعد انتفاعی است «موسسه بازرگانی» به شمار می رود.

ب- ایجاد نیاز برای تبلیغ: متفکران مختلف,تبلیغات تجاری را مورد انتقاد قرارمی دهند و آنها را به عامل ایجاد نیازهای غیرضروری و سرگرم کننده و مسیول نابسامانی های زندگی معاصر معرفی می کنند. بسیاری دیگر از انتقادگران تبلیغات بازرگانی معتقدند که اگر شرایط کنونی جوامع معاصر تغییر نکند پیشرفت های فنی بشر از مسیر منافع و مصالح انسانی به کلی منحرف خواهدشد و بشر در اسارت مصرف خواهدماند.

«کنت گالبریت» اقتصاددان آمریکایی(موسسه های آگهی دهنده نمی گذارند مردم مطابق درآمد خود عمل کنند, زیرا این موسسه ها بیشتر از آن جهت به وجودآمده اند که تمایلات جدیدی را در مردم برانگیزند) مخارجی که امروز برای معرفی کالاها صرف می شوند فوق العاده است. به طور مثال درسال 1966 بیش از 5/6 میلیلرد دلار آمریکا خرج تبلیغات بازرگانی کرد. بنابراین می توان نتیجه گرفت کالاهای مورد بحث در آگهی های تجارتی فوریت ندارد چون لازم نیست به شخص گرسنه اطلاع داده شود که گرسنه است, اگر گرسنه باشد خود بدون تبلیغات اقدام به رفع گرسنگی می کند!

تز اصلی «الول» نیز درباره ی اثرات تبلیغات عبارت است از برانگیختن افراد به اعمال و رفتاری صریح و آشکار. اما تبلیغات کنونی بیش از آنکه آگاهی دهنده باشند در شخص پیام گیر درگیری ذهنی ایجاد نمی کنند.

تبلیغات سیاسی و اقناع

تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا,شکلی از ارتباط است که با ترغیب و اقناع متفاوت است.زیرا هدفش این است تا پاسخی دست یابد که قصد مبلغ را تداوم بخشد. اقناع یا ترغیب به مثابه ی یک فعال کننده ی دوسویه عمل می کنند و هدفشان این است که به نیازهای ترغیب شونده پاسخ دهند. هدف اقناع نفوذ کردن درگیرنده ی پیام است و انتظار می رود که این پیام درگیرنده ی پیام موثر واقع شود. مچنین در اقناع نگرش افراد را تغییر می دهیم اما تبلیغ پروپاگاندا نشانگر آن است که چگونه می توان عناصر اطلاع رسانی و ارتباط اقناعی را در با یکدیگر تلفیق کرد. تبلیغات سیاسی ممکن است افکارعمومی و رفتار افراد را تحت تاثیر قرار دهد. «چاکوتین و گوستاولوین» معتقدند انسان در جمع بیشتر توسط غریزه اش فکر می کند تا ذهنش و بدین لحاظ است که می توان با محرک های بسیار ابتدایی انسان را تحت تاثیر قرار داد. باید پذیرفت که انسان امروزی برای تبلیغات سیاسی همچون طعمه ای سهل الوصول است که لزومی ندارد در تبلیغات استدلال و منطق او را مورد هدف قرار داد. بلکه صرفا غرایز طبیعی به طور مستقیم هدف قرار داده شوند کافیست

حال آنکه ترغیب فرایندی است که با کنش متقابل که در آن گیرنده, انجام یک نیاز را در شرایطی عمل می داند که هدف ترغیبی ایجاد شود.

تاثیر تبلیغات در افکار عمومی را می توان به شلیک گلوله تشبیه کرد تا به نیرو. به جای سوق دادن پیام گیران در جهت پیام تبلیغاتی, تبلیغات تنها افراد را به انجام عمل تحریک می کند.که حتی اگر نگرش فرد پایدار باشد, دولت می تواند آن را تغییر دهد.

برای مثال می توان به تاثیر تبلیغ در جامعه ای دموکراسی اشاره کرد.درهر جامعه ای دموکراسی نیاز به تبلیغ دارد تا اهداف خود را پیش ببرد. نقش مهم افکار عمومی در جوامع توده وار کنونی اهمیت و ضرورت وسایل ارتباطی و خبری توده گیر را نیز به خوبی روشن و آشکار می سازد.

نقش فزاینده ی تلویزیون را نمی توان نادیده گرفت. متخصصان علوم ارتباطی بر این عقیده اند که تلویزیون با حضور همه جانبه در خصوصی ترین زوایای زندگی افراد تا حد بسیار زیاد می تواند موضوع مورد نظر خود را به درون هسته خانواده ببرد و از این طریق آنچنان افراد آن خانواده با فرد مورد توجه هماهنگ و صمیمی نمایند که کمترین احساس دوری یا ناهماهنگی با او را از اذهان بزداید. حتی در مواردی متخصصان وجود تلویزیون را اساس دموکراسی می داند.

در کل تبلیغ سیاسی شامل تقویت اسطوره ها و کلیشه های اجتماعی است و این عوامل آنچنان با فرهنگ آمیخته اند که اغلب موارد تشخیص پیام از تبلیغ سیاسی دشوارتر می شود, تبلیغ سیاسی تلاشی نظام یافته برای شکل دادن ادراک, دستکاری شناخت ها و هدایت رفتاراست.