مبانی سواد رسانه ای
به زبان ساده سواد رسانهای مثل یک رژیم غذایی است که هوشمندانه مراقب است که چه مواردی مناسب هستند و چه مواردی مضراست. سواد رسانهای میتواند به مخاطبان رسانهها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و رابطه متقابلانه و فعالانه داشته باشند.
به بیان دیگر هدف اصلی سواد رسانهای به خصوص وقتی که درباره رسانههای جمعی صحبت میکنیم میتواند میزان سنجش محتوای هر پیام با عدالت اجتماعی باشد. رسانهها محصول نهایی خود را با توجه به اهداف از پیش تعیین شده تحویل مصرف کننده میدهند و الزاما آن چیزی نیست که به ظاهر نمایانگر است.
نقش سواد رسانهای را در تحلیل و تبیین پیام با مثالی روشن میکنیم. مثلا اگر در فیلم سینمایی پسرکی ده ساله در حال دویدن باشد و همان لحظه به مرد چهل ساله تبدیل شود برای تماشاگر حرفهای سینما امری عجیب نبوده و میداند که رجوع به آینده یا گذشته در یک پلان میتواند اتفاق بیفتد، اما همین امر برای کسی که اولین بار به تماشای فیلم سینمایی مینشیند مبهم و گیج کننده است.
سواد رسانهای از چهار حیطه شناختی، حسی ، زیبایی شناسی و اخلاقی تشکیل شده است که با هم در یک پیوستار تعاملی قرار میگیرند. سواد رسانهای قدرت درک فعالیت رسانهها و نحوه معنیسازی پیامهای رسانهای است و به این صورت که شیوههای ساماندهی پیامهای رسانهای و نحوه استفاده از آنها مورد توجه قرار میدهد.
عناصر سواد رسانهای
⦁ دسترسی: زمانی که دسترسی در شکل ابتدایی صورت میگیرد فرصتی ایجاد میشود تا سواد رسانهای رشد و توسعه یابد و مخاطب به صورت مداوم به شکل معنیداری شیوه دسترسی خود به پیام رسانهها را به روز کند.
⦁ تحلیل: عموم مردم در حال ارتقا سواد رسانهای خود در زمینههای پیامهای وسیع و گوناگونی همچون اینترنت هستند تا بادانش نسبی بتوانند از میان انبوه پیامها دست به گزینش بزنند و آنها را تفسیر کنند.
⦁ ارزیابی: هدف از بررس سواد رسانهای و موضوعاتی که به آن پرداخته میشود باید مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد.
⦁ ایجاد محتوا: اگر چه در تعریف سواد رسانهای صحبتی از تولید متون دیده نمی شود اما این نکته که افراد میتوانند از طریق سواد رسانهای محتوای آنلاین تولید کرده و مفاهیم مورد نظر خود را مبادله کنند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران قرار گرفته است.
با توجه به عناصر سواد رسانهای بیان شده میتوان سه جنبه را مد نظر قرار داد:
الف) ارتقای آگاهی افراد و تعیین میزان و نحوه مصرف غذای رسانهای از منابع متعدد رسانهای
ب) آموزش مهارتهای مطالعه یا تماشای فیلم انتقادی
ج) تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانهها در نگاه اول قابل مشاهده نیست
در دنیای کنونی، سواد رسانهای به معنای آن است که افراد بایستی قارد به فعالیتهای ذیل باشند:
⦁ رمزگشایی، درک، ارزیابی و نوشتن پیامها اعم از رسانههای چاپی و غیر چاپی
⦁ خواندن و ارزیابی کردن و در عین جال آفریدن متن، تصویر، صدا یا محتوایی که ترکیبی از این عناصر باشد.
ویژگیهای سواد رسانهای
⦁ سواد رسانهای مقوله نیست
سواد رسانهای مانند دماسنجی که دارای درجهبندی است یک پیوستار تلقی میشود، همه ما در این پیوستار جایی را به خود اختصاص دادهایم. نمی توان گفت کسی اصلا سواد رسانهای ندارد و هیچ نقطهای نیز در بالاترین سطح این پیوستار نیست که موید سواد رسانهای کامل کسی باشد و همیشه جا برای پیشرفت وجود دارد.
⦁ سواد رسانهای چند بعدی است
سواد رسانهای مستلزم آن است که دانش و اطلاعاتی که به دست میآوریم تنها در حیطه شناختی نباشد و در برگیرنده ابعاد دیگری چون احساسی، زیبایی شناختی و اخلاقی نیز باشد.
رویکردهای سواد رسانهای
سواد رسانهای در واقع مفهومی میان رشتهای است که آن را میتوان از رویکردها و دیدگاههای مختلف مورد بحث و بررسی قرار داد
⦁ رویکرد زیبایی شناختی
رویکرد زیبایی شناختی مطالعه زبان، قواعد و واژگان به کار رفته در فیلم یا تلویزیون را مورد توجه قرار میدهد. در این رویکرد به این موضوع پرداخته میشود عناصر کلیدی مانند میزانسن، نور، صدا چگونه معانی و مفاهیم خاص و مختلف را با خو بیان میکند.
⦁ رویکرد اجتماعی – فرهنگی
استدلال سواد رسانهای این است که مصرف پیام رسانهای همراه با تفکر منتقدانه به تولیدات رسانهای منجر میشود در این زمینه شهروندان، دانش آموزان، دانشجویان و همه افرادی که تحت آموزش سواد رسانهای قرار میگیرند با تکنیکهای اقناع کننده آگهیهای بازرگانی آشنا میشوند و به طور دقیق میدانند که آگهی دهندگان برای تشویق افراد به مصرف کالاهای تبلیغ شده از چه شگردهایی استفاده میکنند.
⦁ رویکرد سیاسی
رویکرد سیاسی سواد رسانهای به تجزیه و تحلیل محتواهای پیامها و چگونگی خبرسازی رسانهها و نیز نقش و عملکرد آنان در جریانات سیاسی و مواردی از این نوع مربوط میشود میپردازد.
⦁ رویکرد اقتصادی
رویکرد اقتصاد در مقوله سواد رسانهای از افراد میخواهد که از توانایی و مهارتهای خود به هنگام تماشای برنامهها استفاده کرده و خود را به جای سازندگان قرار داده و از این منظر به تجزیه و تحلیل اطلاعات بپردازد. از طرفی دیگر سواد رسانهای مهارتهای تفکر انتقادی ا ارتقا داده و توانایی حل مسائل را برای اقتصاد دنیای امروز و نیز برای آینده لازم است فراهم میسازد.
کسب دانش رسانهای
افراد مختلف امکان دارد از یک اتفاق واحد، برداشت و نگرشهای مختلفی داشته باشند زیرا سطح تجربیات و آگاهی افراد متفاوت است. برای آنکه مخاطبان اختیار و کنتر خود را به دست رسانهها نسپارند باید سطح دانش و آگاهی خود را افزایش دهند و بتوانند روابط حاکم میان اجزا و عناصر پیام را درک کنند.
از آنجا که رسانهها عرضه کننده اطلاعات و منابع بی شماری هستند که قدرت بالایی در شکل دهی و انتقال ارزشها در جامعه دارند لذا افزایش میزان استفاده از رسانهها بدون برخورد آگاهانه با آنها میتواند ما را از حالت مشارکت کننده و فعال به بیننده منفعل و غیر پویا در مقابل پیامهای رسانهها در آورد، در نتیجه تجهیز مخاطبان به این دانشها درجه پردازش پیامها و اطلاعات رسانهای امری اساسی خواهد بود.
اصول و ویکردهای سواد رسانهای
اصول سواد رسانهای
سواد رسانهای مبتنی برخی اصول بنیادی است که مبنای استدلال آن را نیز تشکیل میدهد. آموزش دهندگان سواد رسانهای در مورد بعضی از اصول سواد رسانهای اتفاق نظر دارند که مهمترین آن عبارت است از:
⦁ رسانهها عرضهکننده وقایع طراحی شده و گزینشی هستند
تمامی رسانهها پیش از نشان دادن واقعیات آن را به دقت گزینش، ویرایش، مونتاژ، طراحی و بازسازی میکنند. سواد رسانهای به ما کمک میکند واقعیت اصلی را از تصویر مجازی و دگرگون شده آن در رسانه باز شناسیم.
⦁ واقعیات محصول تصویرگری رسانهها هستند
ما تا زمانی که تجربه مستقیم از واقعیات وبرونی نداشته باشیم رسانهها به عنوان واسطه برای ما تصویرسازی میکنند. برای مثال تصویری که از کشورهای اسلامی و از جمله ایران در رسانههای غربی نشان داده میشود پر از خشونت، استبداد و بی توجهی به حقوق اساسی افراد است.
⦁ مخاطب از مفاهیم رسانهها ادراک متفاوتی دارد
ما پیام رسانهها را از صافی اعتقادات و باورهایمان گذر میدهیم و درک میکنیم. جالب اینکه گروههای قومی مختلف وقتی در معرض یک پیام واحد قرار میگیرند معمولا درک متفاوتی از مضمون و محتواهای پیامها ندارند.
⦁ تصویر سازی رسانهها اهداف تجاری دارد
می توان گفت رسانهها به مردم همان چیزی را میدهند که مورد خواست و نیاز مردم است و مخاطبان بیشتری را به سوی خود جذب کند. اما در نهایت ما هستیم که به عنوان مصرف کنندگان پیام و محتوای رسانهها جزیی از مساله و بخشی از راه حل محسوب میشویم.
⦁ پیام رسانهها ایدئولوژیک است
این اصل سواد رسانهای به جنبههای فرهنگ استفاده از برنامههای تلویزیونی و سیار محصولات رسانهای توجه دارد و تاثیراتی را که رسانهها بر اعتقادات و باورهای افراد یا نظام ارزشی آنها میگذارد را مورد بررسی قرار میدهد.
⦁ پیام رسانهها دارای نتایج سیاسی و اجتماعی است
برای شناخت و بررسی آثار و نتایج رسانهها باید راهها و شیوه هایی را که برای نمایش، انعکاس و بازآفرینی واقعیات در ریانهها به کار میرود را کشف و بررسی کرد. علاوه بر این باید بدانیم چه کسی به وسیله چه کسانی، چگونه و چرا و با چه اهدافی به تصویر کشیده میشوند.
⦁ رسانهها شکل زیبایی شناختی منحصر به فردی دارند
سواد رسانهای ما را قادر میسازد نه فقط به محتوای پیام بلکه به شکل و چگونگی آن نیز توجه داشته باشیم.
اهداف آموزش سواد رسانهای
⦁ ایجاد تفکر خلاقانه، انتقادی و موشکافانه در افراد
⦁ استفاده از فناوریهای جدید برای پردازش و تولید و طراحی اطلاعات
⦁ شناخت و ارتباط با اشکال بصری و استفاده از آنها در کنار سایر مهارتهای ارتباطی
برای تغییر کنترل رسانهها به سمت افراد این است که دریابند چگونه رسانهها برای آنها برنامه ریزی میکنند. برنامه سازی رسانهای دائما در یک چرخه دو مرحلهای انجام میگیرد:
الف) محدود کردن انتخابها
رسانهها طوری عمل میکنند که مخاطب تصور کند حق انتخاب دارد در حالی که دایره انتخاب مخاطب به شدت محدود است. دست اندر کاران حرفهای در رسانهها این محدودیتها را ایجاد میکنند تا به اهداف اقتصادی خود دست یابند.
ب) تحکیم تجربه
الگوهایی که انسان بر اساس آنها در معرض پیام رسانهها قرار میگیرد به تدریج در جریان تجارب گذشته وی با رسانهها برنامه ریزی میشود.
مراحل کسب سواد رسانهای
"تامن" در سال 1996 برای کسب سواد رسانهای به چهار مرحله اساسی اشاره میکند:
⦁ داشتن آگاهی کامل در خصوص استفاده از رسانهها
⦁ نگاه منتقدانه به محتوای رسانهها
⦁ تحلیل جنبههای فرهنگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در رسانهها
⦁ استفاده از رسانه برای تغییرات اجتماعی
توسعه سواد رسانهای
زمانی ما میتوانیم پیامها را فعالانه پردازش کنیم که سواد رسانهایمان را توسعه دهیم و نظارت و کنترل بیشتری بر تاثیرات رسانهها داشته باشیم. برای توسعه سواد رسانهای میتوان از هشت مرحله زنجیرهای و پیوسته عبور کرد:
⦁ پیوستار کسب مبانی
⦁ فراگیری زبان
⦁ فراگیری شرح و روایت
⦁ فلسفه شکاف و بدبینی بسط دهنده
⦁ توسعه شدید
⦁ کاوش تجربی
⦁ درک و تفکر انتقادی
⦁ مسئولیت اجتماعی
موانع توسعه سواد رسانهای
در کشور ما برخی موانع بر سر راه سواد رسانهای وجود دارد:
⦁ عدم زیرساختهای لازم ارتباطی
⦁ نبود انعطاف حقوقی در وضع قوانین رقابتی و نظارت ایجابی در حوزه رسانهای ایران
⦁ بی توجهی سیاستگذاران و برنامه ریزان در اختصاص ردیف بودجه به آموزش سواد رسانهای
⦁ فقر دانش و اطلاعات رسانهای والدین، آموزگاران و کارگزاران رسانهای
اما راهکارهایی که برای رفع این موانع میتوان پیشنهاد داد:
الف. روش سیاست گذاری
⦁ انجام انجام تحقیقات و مطالعات تطبیقی به منظور ارائه الگوی ممکن و مطلوب
⦁ وارد کردن سواد رسانهای در نظام آموزشی کشور
⦁ ایفای نقش دیدهبانی و نظارت دائم بر توسعه سواد رسانهای
⦁ ارزش هایی منسجم و همه جانبه برای فهم مستندات مربوط به اثر بخشی آموزش سواد رسانهای در کشور
ب. روش قانونگذاری
⦁ نگاه قانونمند به سواد رسانهای به عنوان یک ابزار نظارتی و دفاعی در برابر پروژههای ارتباطی و هدفمند
⦁ اختصاص بودجه برای آموزش سواد رسانهای در قوانین بودجهای سال
ج. روش اجرایی
⦁ تهیه و تنظیم کتب درسی مناسب و برنامههای دیداری و شنیداری قابل دسترسی
⦁ به کارگیری مشاورین خبره سواد رسانهای در مدارس
⦁ راه اندازی تشکلهای غیر دولتی
⦁ نظارت والدین بر برنامه هایی که کودکان مشاهده میکنند.
نظریههای رسانه در تعامل با سواد رسانهای
نظریههای وسایل ارتباط جمعی که با مفهوم شهروندی سواد رسانهای در ارتباط است دربرگیرنده نظریاتی است که به چگونگی تاثیرپذیری افراد از رسانهها توجه دارند و به علاوه درجات مختلفی از ساخته شدن مفاهیم اجتماعی را به واسطه استفاده از رسانهها مورد توجه قرار میدهند:
⦁ نظریه برجسته سازی
در نظریه برجسته سازی رسانهها لزوما به ما چنین القا نمی کنند که درباره یک موضوع چگونه فکر کنیم بلکه اولویت بندی موضوعات را انجام میدهند که پیامها بر اساس آن پوشش داده میشوند.
⦁ نظریه یادگیری اجتماعی
مدلهای سواد رسانهای میتوانند منبع مشاهدهای و یا اتفاقی برای یادگیری مخاطبان باشند.
⦁ نظریه استفاده و خشنودی
اعتقاد این نظریه آن است که برخی از بازتابها و تاثیرات رسانهها به چگونگی استفاده مخاطب و میزان برآورده شدن نیاز وی از رسانه است.
⦁ نظریه گلوله جادویی
در این نظریه ادعا وجود دارد که میتوان رفتار مخاطبان را کنترل و تغییر داد و مخاطب را موجودی منفعل به شمار آورد.
⦁ نظریه انتقادی
در این نظریه اصل بحث بر سر قدرت است و در همین بحث نحوه توزیع قدرت است که ابزاری تاثیرگذار بر مخاطبان مورد توجه قرار میگیرد.
⦁ نظریه مارپیچ سکوت
این نظریه بیان میکند که آن دسته از مخاطبانی که نظریات آنها شبیه نظریات حاکم و مطرح رسانهها نیست، به ناچار و یا از ترس منزوی شدن سکوت اختیار میکنند.
⦁ نظریه کاشت
در این نظریه بیان میشود که اثرات تلویزیون بر مخاطب اندک، تدریجی و غیر مستقیم ولی به صورت انباشتی، متراکم و در بلند مدت است که موجب میشود که مخاطب در طول زمان و به مرور از رسانهها تاثیر بپذیرد.
⦁ نظریه امپریالیسم فرهنگی
این نظریه فلسفه پیدایش رسانههای فراگیر غربی را استعمار و سلطه فرهنگی میداند. این نظریه معتقد به قدرت شدید رسانهها و ضعف مخاطبان در برابر پیام رسانهها میباشد.
⦁ نظریه نشر و نوآوری
در تکمیل نظریههای فوق باید به نظریه "راجرز" اشاره ویژهای داشته باشیم و کاربرد این نظریه را در ارتباط با سواد رسانهای بیان کنیم.
راجرز نشر و اشاعه را اینگونه تعریف میکند: فرایندی است که طی آن با استفاده از کانالهای معینی میتوان اعضای یک محیط اجتماعی را در ارتباط با یک نوآوری آگاه کرد.
از آنجا که سواد رسانهای نوعی نوآوری تکنولوژِیکی محسوب میشود مناسب خواهد بود که برای درک بهتر از نشر و اشاعه سواد رسانهای در نظامهای اجتماعی از اصول فکری نظریه مذکور استفاده شود. چارچوبهای تعیین شده در این نظریه میتوان فهمید که چرا برخی افراد سواد رسانهای را اقتباس میکنند و برخی دیگر نه.
آموزش سواد رسانهای بر اساس مدل نشر و نوآوری
همانگونه که بیان شد این نظریه موجب ارائه الگوهایی میشود که از این الگوها میتواند برای آموزش سواد رسانهای استفاده کرد.
⦁ برتری نسبی
برتری سواد رسانهای به این دلیل است که توانایی دانش آموزان را در دستیابی، تحلیل و ارزیابی و تولید پیامهای رسانهای افزایش میدهد.
⦁ سازگاری
علاوه بر برتری نسبی آموزش سواد رسانهای چگونگی سازگاری این آموزشها با رویهها و ارزشهای کنونی اهمیت زیادی دارد. معلمان در آموزش سواد رسانهای لازم نیست که تغییراتی را در اصول و عقاید پایهای آموزشی ایجاد کنند فقط باید از رسانههای متفاوت و متناسب مانند نمایش فیلم و ... استفاده کنند.
⦁ پیچیدگی
اقتباس کنندگان نباید حس کنند که آموزش سواد رسانهای نوعی فعالیت پیچیده است. همانطور که اشاره شد میتوان در آموزش سواد رسانهای از رویههای معمول نیز استفاده کرد.
⦁ قابلیت سنجش
آموزش سواد رسانهای را میتوان بر یک مبنای آزمایش به اجرا در آورد. برای مثال هر معلمی میتواند بدون هیچ گونه اتلافی در وقت و منابع یک بخش از درس خود را به آموزش مهارتهای سواد رسانهای اختصاص دهد.
⦁ مشاهده پذیری
اگر معلمان در جریان آموزش سواد رسانهای و یا پس از آن متوجه تغییراتی در سطح شناخت و آگاهی دانش آموزان در ارتباط با پیامها شوند میتوان گفت اقتباس امکان پذیر است.
دلایل فراگیری سواد رسانهای
در عصر حاضر با ظهور وسایل ارتباط جمعی نوین همه ما و حتی فرزندانمان بیش از پیش تحت هجوم اطلاعات رسانهای قرار داریم. حفظ اسقلال، اجتناب از انفعال، بهره مندی از تفکر نقادانه و افزایش مهارتها و توانایی در برخورد با امواج فراگیر است که تنها از راه تکامل سواد رسانهای میسر میشود.
در هر حال سواد رسانهای قصد هوشیاری و اختیار بخشی به مخاطب را دارد و در چنین عصری این مهارتها پایه و اساس و آینده جامعه آگاه را تشکیل میدهند و باعث تقویت و قدرتمند شدن ساختارهای دموکراتیک جامعه میشود.
آنچه در اینجا ضرورت دارد این است که در برخورد با رسانهها موارد زیر را مدنظر داشته باشیم و به راحتی تسلیم امواج پیامهای رسانهای نشویم:
⦁ استفاده آگاهانه از رسانهها
کمک به مخاطب در این مورد که برنامه رسانهها چگونه تنظیم میشود، چه چیزی در آن حذف یا اضافه میشود و این که رسانهها چگونه دانش و درک ما از جهان اطرافمان را شکل میدهند از شیوههای عمده در پیشبرد اهداف رسانهها در یک جامعه جهانی است.
⦁ نگاه منتقدانه به محتوای رسانهها
کسب توانایی به معنای زیر سوال بردن صحت اطلاعاتی است که از رسانهها دریافت میکنیم و موجب میشود ما از مصرف کننده منفعل به مصرف کننده نقاد و تحلیل گر تبدیل شده و از مقاصد پنهان رسانهها آگاه شده تا بتوانیم اهدافی را که در پس گفتارها و تصاویر رسانهای به معنای القای ارزش و ایدئولوژی خاصی است را تشخیص دهیم.
⦁ تحلیل پیامها و اهداف رسانهها
این مرحله در برگیرنده کسب دانش کافی درباره زمینههای تاریخی و اقتصادی رسانهها و منافع و علایق آنها در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تبلیغی است. لازم است بدانیم که چه کسی و یا چه چیزی به وسیله چه کسانی، چگونه، چرا و با چه اهدافی به تصویر کشیده میشوند. بنابر این باید قادر به درک زبان رسانهها بود و معانی، مفاهیم، و نشانههای رسانهها را شناخت.
⦁ جایگزینی ارزشها و دیدگاهها توسط رسانهها
رسانهها به آن علت ساخته و پرداخته میشوند که از کسی یا چیزی که دست کم برای فرد یا افراد سازنده آن اهمیت دارد پیامی بفرستند. صاحب رسانهها سعی دارند تا بهتر بتوانند اطلاعات را رمزگذاری و در اشکال مختلف به بیننده منتقل کنند.
⦁ برداشتهای گوناگون از یک پیام واحد رسانه ای
به علت تفاوتهای سنی، تربیتی و آموزش دو نفر را نمی توان یافت که یک فیلم واحد را همانند یکدیگر ببینیند. بنابر این ملاحظه میشود که یکی از پیامدهای تحلیل و درک پیامهای رسانهای افزایش آگاهی رسانهای در جامعه است که میتواند منجر به ساختارهای دموکراتیک جامعه نیز بشود، بر اساس این رویکرد در جامعه شهروندانی مسئول، آگاه، پردازشگر، موثر و کارآمد پدید میآیند.
سواد رسانهای و تفکر انتقادی
کارشناسان حوزه سواد رسانهای از پنج اصل اساسی برای تحلیل پیامهای رسانهای یاد میکنند:
⦁ پیامهای رسانهای را دست اندر کاران رسانهها میسازند
⦁ پیامهای رسانهای تنها بخشی از واقعیت را بیان میکنند
⦁ هر رسانه مجموعهای از قواعد منحصر به فرد برای تولید پیام دارد
⦁ مخاطبان پیامهای رسانهای را معنا میکنند.
⦁ رسانهها در چارچوب منافع اقتصادی و سیاسی خود قدم بر میدارند.
از سوی دیگر عدهای از صاحب نظران علوم ارتباطات سواد رسانهای را مفهومی میدانند که در پنج پرسش زیر مطرح میشود:
⦁ چه کسی پیامهای رسانهای را میآفریند؟
⦁ کدام یک از فنون رسانهای برای جلب توجه مخاطبان استفاده شده است؟
⦁ چگونه افراد مختلف قضاوتها و تفسیرهای گوناگونی از پیامهای یکسان دارند؟
⦁ ارزشها و سبکهای زندگی در رسانهها ارائه میشوند کدامند؟
⦁ هدف آفرینندگان و سازندگاه پیام چیست؟